استخاره با تسبيح

استخاره با تسبیح


اين نوع استخاره نيز شايع و معروف است، كه به چند شيوه انجام مى شود:

 

اوّل: علامه مجلسى مى نويسد: از «شيخ بهايى» نقل شده است: از بزرگان و اساتيدم شنيدم كه اين دستورالعمل از حضرت ولىّ عصر(عليه السلام) درباره استخاره با تسبيح رسيده است. فرمود: «تسبيح را به دست (راست) مى گيرى و سه بار صلوات مى فرستى و آنگاه قسمتى از تسبيح را (با دست چپ) مى گيرى و دوتا دوتا رد مى كنى; اگر در پايان يك دانه باقى ماند، به معناى «إفعل» (انجام بده) است و اگر دو دانه باقى ماند، مفهوم آن «لاتفعل» (انجام نده) است.

 

دوم: از امام صادق(عليه السلام) روايت شده است كه فرمود:

 

(به هنگام استخاره با تسبيح) نخست يك مرتبه سوره «حمد» را مى خوانى و آنگاه سه بار سوره «توحيد» (قل هو اللّه...) را و آنگاه پانزده مرتبه صلوات مى فرستى، سپس مى گويى:

 

 

اَللّهُمَّ إِنّى أسْئَلُكَ بِحَقِّ الْحُسَينِ وَجَدِّهِ وَأَبيه، وَ أُمِّهِ وَ أَخيهِ، وَ الاْئِمَّةِ مِنْ


خدايا از تو مى خواهم، به حقّ حسين و جدّش و پدر و مادر و برادر و امامان از

 

 

ذُرِّيَّتِهِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ أنْ تَجْعَلَ لِىَ الْخِيَرَةَ في


نسلش اين كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و خيرم را در اين تسبيح

 

 

هذِهِ السَّبْحَةِ، وَ أَنْ تُرِيَني ما هُوَ الاَْصْلَحُ لي في الدِّينِ وَالدُّنْيا، اَللّهُمَّ إنْ


قرار دهى و آنچه را كه صلاح دين و دنيايم است به من نشان دهى. خدايا اگر

 

 

كانَ الاْصْلَحُ في دينى وَدُنْيايَ، وَ عاجِلِ اَمْري وَ آجِلِهِ، فِعْلَ ما اَنَا عازِمٌ


مصلحت دين و دنيا و امروز و فردايم در انجام كارى است كه قصد آن را دارم،

 

 

عَلَيْهِ، فَأْمُرْني، وَإلاّ فَانْهَني، إنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ.


پس مرا بدان فرمان ده! وگرنه مرا از آن نهى كن; چرا كه تو بر انجام هر كارى توانايى.

 

 

پس از آن، قسمتى از تسبيح را مى گيرى و آن را مى شمارى و با عدد اوّل مى گويى «سُبْحانَ اللهِ» و با عدد دوم مى گويى «أَلْحَمْدُلِلّهِ» و با عدد سوم مى گويى «لا إِلهَ اِلاَّ اللّهُ» و به همين ترتيب پيش مى روى; در پايان اگر دانه آخر شمارش، سُبحان الله بود، مخيّر ميان فعل و ترك هستى و اگر أَلْحَمْدُللهِ بود، نشانه امر است و آن را انجام مى دهى و اگر لا إِلهَ اِلاَّ اللّهُ بود، نهى است و آن را ترك مى كنى.

چه کسانی در شب قدر نجات پیدا کرده اند؟

چه کسانی در شب قدر نجات پیدا کرده اند؟

 


اندیشه - دانایی «لیله القدرخیر من الف شهر» دشوار است، چه رسد به دارایی اش. البته راه دشوار نیست. اگر دشوار بود ما را امر نمی کردند، دعوت نمی کردند. دشواری مال کسی است که کوله بار خود را بر دوش دارد. اگر بار خودبینی را به زمین بگذارد، سبک می شود.



جریان قدر و احیاء و گرامیداشت قرآن و بهره برداری از فضل لیله القدر جزء «دولت قرآن» است. و این دولت همواره مورد درخواست ماست و از ذات اقدس اله مسئلت می کنیم «نسئلک دوله ً کریمه ً تعزّبها السلام و أهله و تذ لّ بها النّفاق و أهله. و هنگام ظهور بقیه الله ارواحنا فداه، این دولت تجلی می کند. نموداری از دولت قرآن را ذات اقدس اله در دولت سلیمان و ملک سلیمان ذکر کرد. فرمود: گوشه ای از دولت الهی را به سلیمان داده ایم. ولی به شما صدها برابر خواهیم داد.



ملک سلیمان بر این محور بود که آن حضرت بامداد راه یک ماهه می رفت و شامگاه راه یک ماهه. دولتی که بر باد مستقر باشد اینقدر قدرت دارد که مسافر خود را در یک نیم روز به اندازه یک ماه راه ببرد. سالک خود را در پگاه یا شامگاه به اندازه یک ماه راه ببرد... اما دولت قرآن یک شبه ره صدساله می برد. این هزار ماه که در طی یک قرن در حدود هشتاد سال خلاصه می شود، دولت قرآن است.




ادراک لیلة القدر کار آسانی نیست؛ فهمش آسان نیست چه رسد به حضور و ظهور و رسیدن به اصل آن. و ما أدراک ما لیلة القدر. خاصیت دولت قرآن، این است که لیله القدر خیر من ألف شهر. اگر بزرگانی گفتند: هرچه دارند همه از دولت قرآن دارند و یا «یک بیت از این قصیده به از صد رساله است» و یا سروده اند این طفل یک شبه ره صدساله می رود...همه نشأت گرفته از همین دولت قرآن است. از مناجات های لطیف و ظریف خواجه هروی این است که دارا شدن مهم است، نه دانا شدن! آن مناجات های لطیف خواجه انصاری را که می خوانید، می بینید به خدا عرض می کند که دانا شدن مهم نیست. اگر کسی زحمت بکشد، دانا بشود؛ فقیه، حکیم، ادیب، متکلم و محدث بشود، این دانای علم است و این مهم نیست. به دلیل اینکه صدها نفر در طول سالها به حوزه ها و دانشگاه ها راه یافتند و دانا شدند. مهم دارا شدن است نه دانا شدن.


دانایی «لیلة القدر خیر من الف شهر» دشوار است، چه رسد به دارایی اش. البته راه دشوار نیست. اگر دشوار بود ما را امر نمی کردند، دعوت نمی کردند. دشواری مال کسی است که کوله بار خود را بر دوش دارد. اگر بار خودبینی را به زمین بگذارد، سبک می شود. وقتی سبک شد، تخفّفوا تلحقوا... وجود مبارک رسول اعظم علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء فرمود: نجی المخفّفون... آنها که سبک بالند نجات پیدا کرده اند.



پرکشیدن با سنگین بال و سنگین بار بودن، ممکن نیست. کار «جعفر طرار» نیست که یک شبه ره صد ساله را طی کند، کار «جعفر طیار» است. طراری را کنار گذاشتن و طیار شدن با مراسم احیاء هماهنگ است و شدنی است.

 

اجابت دعا در شب قدر

 

اجابت دعا در شب قدر

 

 

برای اجابت دعا در شب قدر باید کارهایی کرد و به کسانی متوسل شد که خداوند به ما نگاه کند و دعاهایمان را اجابت نمایداز جمله آنها عبارتند از:



الف ـ تأكید بر دعا در شب قدر


الإقبال ـ به نقل از حمّاد بن عثمان ـ :شب بیست و یكم ماه رمضان ، خدمت امام صادق علیه السلام وارد شدم. به من فرمود:


«اى حمّاد! غسل كرده اى؟»


گفتم: آرى ، فدایت شوم.


پس ، حصیرى طلبید. سپس فرمود:«كنار من بیا و نماز بخوان».


امام علیه السلام همواره نماز مى خواند و من نیز كنار او نماز مى خواندم ، تا آن كه از همه نمازهایمان فارغ شدیم. سپس شروع كرد به دعا كردن.


من نیز دعاى او را آمین مى گفتم ، تا آن كه سپیده دمید. اذان و اقامه گفت و بعضى از فرزندان نوجوان خود را صدا زد.


ما پشت سرش ایستادیم و او جلو رفت و براى ما نماز صبح را به جماعت خواند. 1

 


ب ـ دعاهاى شب قدر


المعجم الأوسط ـ به نقل از عبد اللّه بن یزید ـ عایشه گفت: اى پیامبر خدا! اگر شب قدر را درك كردم ، از خدا چه بخواهم؟


پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «از او عافیت بخواه » . 2

 


الإقبال ـ در بیان دعاى امام حسن مجتبى علیه السلام :

 


«اى آن كه در آشكارى اش پنهان است! اى آن كه در نهان بودنش آشكار است! اى پنهانى كه نهان نیست! اى آشكارى كه دیده نمى شود!

 


اى آن كه هیچ توصیفگرى به حقیقتِ هستى اش نمى رسد و به حدّى محدود نیست! اى غایبى كه گم شده نیست!

 


اى حاضرى كه دیده نمى شود : طلبش مى كنند و به او مى رسند ؛ آسمان ها و زمین و آنچه میان آنهاست ، حتّى چشم بر هم زدنى ، تهى از او نیست ؛ نه به چگونگى، درك مى شود و نه به كجایى ، جایى براى او بیان مى گردد! تو فروغ فروغ ها و پروردگار پروردگارانى. تو بر همه چیز ، احاطه دارى.

 


منزّه است آن كه چیزى همچون او نیست ، و او شنواى بیناست. منزّه است آن كه این گونه است و جز او چنین نیست.»3


سپس هر چه خواستى دعا مى كنى و از او مى خواهى.

 


امام صادق علیه السلام در حدیث خود فرموده است كه دعاى دعاكننده ، مستجاب و حاجت هایش برآورده مى شود

 


ج ـ واسطه قرار دادن قرآن


امام باقر علیه السلام: « در سه شب از ماه رمضان ، قرآن را [ به دست] مى گیرى ، باز مى كنى و جلوى روى خود قرار مى دهى و مى گویى:

 


« خداوندا! تو را به كتابِ نازل شده ات مى خوانم و به آنچه در آن است ـ و نام بزرگ تر و نام هاى نیكوتر تو و آنچه مایه بیم و امید است ، ـ كه مرا از آزادشدگانِ خودت از آتش قرار دهى» و براى هر نیازى كه به نظرت مى رسد ، دعا مى كنى» 4

 


د ـ واسطه قرار دادن قرآن و اهل بیت علیهم السلام

 


الإقبال ـ به نقل از امام صادق علیه السلام ـ :قرآن را بگیر و آن را بر سرت بگذار و بگو :


«خداوندا! به حقّ این قرآن و به حقّ آن كه او را با قرآن مبعوث كردى و به حقّ هر مؤمنى كه در قرآن او را ستوده اى و به حقّى كه بر آنان دارى ـ و هیچ كس به حقّ تو ، آشناتر از خودت نیست ـ ، تو را قسم مى دهم ، به خودت ، اى خداوند! (ده بار) سپس مى گویى :

 


«به حقّ محمّد (ده بار) ، به حقّ على (ده بار) ، به حقّ فاطمه (ده بار) ، به حقّ حسن (ده بار) ، به حقّ حسین (ده بار) ، به حقّ على بن حسین(ده بار) ، به حقّ محمّد بن على (ده بار) ، به حقّ جعفر بن محمّد (ده بار) ، به حقّ موسى بن جعفر (ده بار) ، به حقّ على بن موسى (ده بار) ، به حقّ محمّد بن على (ده بار) ، به حقّ على بن محمّد (ده بار) ، به حقّ حسن بن على (ده بار) ، به حقّ حجّت (ده بار) » و حاجت خویش را مى طلبى .

 


امام علیه السلام در حدیث خود فرموده است كه دعاى دعاكننده ، مستجاب و حاجت هایش برآورده مى شود.

5


امام كاظم علیه السلام: قرآن را در دستت بگیر و آن را بالاى سرت ببر و بگو:

 


« خداوندا! به حقّ این قرآن ، و به حقّ آن كه او را با قرآن به سوى بندگانت فرستادى ، و به هر آیه اى كه در قرآن است و به حقّ هر مؤمنى كه او را در قرآن ستوده اى و به حقّ او بر تو ـ كه هیچ كس به حقّ او داناتر از تو نیست ، اى سرورم ، اى سرورم ، اى سرورم! خداوندا ، خداوندا ، خداوندا! (ده بار) و به حقّ محمّد (ده بار) و به حقّ هر امام (ده بار) و امامان را مى شمارى تا به امام زمانت برسى.» به یقین ، از جاى خود بر نمى خیزى ، مگر آن كه حاجتت برآید و كارت برایت آسان شود !6

 


زیارت امام حسین (علیه السلام)


امام صادق علیه السلام: « هر گاه شب قدر شود ـ كه در آن ، هر كار حكمت آمیزى فیصله مى یابد ـ ، آن شب، منادى از دل عرش بانگ بر مى آورد كه: «خداوند ، هر كس را امشب به زیارت قبر حسین علیه السلام آمد ، آمرزید».7

 

ترک نماز، موجب عذاب الهي

 ترک نماز، موجب عذاب الهي

 


الا تسمعون الي جواب اهل النار حين سئلوا: و ما سلککم في سقر؟قالوا: لم نک من المصلين(1)

 

.آيا به پاسخ اهل دوزخ گوش فرا نمي دهيد که وقتي از آنها سؤال مي شود چه چيز شما را گرفتار دوزخ ساخت؟ گويند: ما از نمازگزاران نبوديم. نماز، ياد خدا و بالاترين ذکراوست. نشانه ي ايمان، سيماي مکتب و ستون دين است. از اين رو ترک نماز از روي عمد از گناهان کبيره شمرده شده است و در بعضي روايات از تارک نماز به عنوان «کافر» تعبيرشده و مراد کسي است که از روي انکار نماز نخواند.

 

 

توجه به اين نکته لازم است که منشأ اين تنبلي ها و سهل انگاري ها، آلودگي انسان به گناهان و معاصي است وگرنه قلبي که معتقد به حضرت حق بوده و آلوده ي به معصيت نباشد، هرگز نماز را ترک نمي کند، زيرا مي داند که ترک نماز يعني قطع رابطه با خدا.

 


بعضي از تارکين نماز در پاسخ به اين سؤال که چرا نماز نمي خوانيد؟ مي گويند: «خدا ارحم الراحمين است و مي بخشد؟!»، پر واضح است که اين قبيل جوابها، يک مغالطه ي شيطاني بيش نيست. بلکه ايشان خود را بي نياز از بندگي آن غني بالذات مي دانند، ايشان متکبرانند و غافلان و نماز براي متکبران دشوار است «و از خدا به وسيله صبر و نماز ياري جوييد که نماز امري بسيار بزرگ و دشوار است مگر براي خاشعين»(2).

راهکارهاي هشت گانه توجه در نماز

راهکارهاي هشت گانه توجه در نماز

 

آيت الله العظمي وحيد خراساني در پاسخ به سوالي در خصوص توجه در نماز، رعايت امور هشتگانه را توصيه کرد.

متن سوال و پاسخ اين مرجع تقليد به اين شرح است:

سؤال :چه کنيم تا در نماز حواسمان پرت نشده و توجّه‌مان به خداي تعالي باشد؟

 

پاسخ: بعضي از اموري که براي حضور قلب در نماز سفارش شده است عبارتند از:

اول: وضو را باتوجه و حضور قلب انجام دهد، از امام رضا(ع) روايت شده که وضو موجب طهارت و تزکيه‌ي دل است (وسائل الشيعه ‌1/ ‌367 ابواب وضو باب‌1 حديث ‌9)

 

دوم: در عظمت نماز و در رواياتي که درباره‌ي نماز وارد شده تأمّل نمايد.

 

سوم: مانند کسي نماز بخواند که گويا با نماز وداع مي‌کند و ديگر فرصت نماز خواندن را نخواهد يافت (مجالس صدوق و ثواب الاعمال عن ابن‌ ابي‌يعفور قال «قال ابوعبدالله الصادق‌7 اذا صلّيت صلاة فريضة فصلّها لوقتها صلاة مودّع يخاف ان لا يعود اليها ابدا»)

 

چهارم: وقتي روبه قبله مي‌نمايد سعي کند که دنيا و مافيها و خلق و آنچه به آن مشغولند را فراموش نمايد و قلب خود را از آنها تهي نمايد.

 

پنجم: به معاني نماز توجه نموده و نماز را با تأنّي و آرامش بخواند.

 

ششم: اينکه بداند از آن هنگام که وارد نماز مي‌شود، تا آن لحظه اي که از نماز خارج مي‌شود، خداي تعالي به او رو کرده و نظر مي‌نمايد، و ملکي بالاي سر او ايستاده و مي‌گويد: اي نمازگزار اگر مي‌دانستي چه کسي به تو نظر مي‌نمايد و با چه کسي مناجات مي‌کني هرگز از او رو بر نمي‌گرداندي و ابداً از جاي خود بر نمي‌خواستي (کافي عن ابي‌جعفر‌7 قال: «قال رسول‌الله (ص) اذا قام العبد المؤمن في صلاته نظر الله عزوجل اليه (اقبل الله اليه) حتي ينصرف ... و وکّل الله به ملکاً قائماً علي رأسه يقول له ايها المصلي لو تعلم من ينظر اليک و من تناجي ما التفتّ و لازلت من موضعک ابداً» وسائل الشيعه ابواب اعداد فرائض باب ‌8 حديث ‌5 از کافي)

 

هفتم: اينکه بداند که در حال نماز از بالاي سرش تا کرانه‌ي آسمان، رحمت خدا براو سايه انداخته و ملائکه الهي از اطراف او تا افق سماء او را در بر گرفته‌اند. (عنه (ص) ... و اظّلته الرحمة من فوق رأسه الي افق السماء و الملائکة تحفّه من حوله الي افق السماء...» وسائل الشيعه ابواب اعداد فرائض باب ‌8 حديث ‌5 از کافي)

 

هشتم: آنچه در نماز مکروه است به جا نياوريد و به آنچه فضيلت نماز را مي‌افزايد اهتمام نمائيد مثل انگشتر عقيق به دست نمودن و لباس پاکيزه پوشيدن و خود را خوشبو نمودن و شانه و مسواک زدن.

 

درمان حواس پرتی در نماز

درمان حواس پرتی در نماز

 

یكی از دردآورترین مسائلی كه برای ما مسلمانان وجود دارد و همیشه باعث رنجش خاطر ما شده این است كه در حال نماز خواندن حضور ذهن نداریم و در آن چند دقیقه نمی‌توانیم افكار خود را متمركز كنیم و بهتر و بیشتر در عالم ملكوتی و روحانی دیدار و لقاء‌ محبوب به پرواز در آییم. حضرت آیت الله جوادی آملی در كتاب مراحل اخلاق در قرآن می‌فرمایند: «گاهی انسان بر طبق شریعت نماز می‌خواند، یعنی واجبات و مستحبات وضو و نماز را رعایت می‌كند، ولی حضور قلب ندارد این نماز گرچه از نظر فقهی باطل نیست، لیكن از نظر اخلاقی و كلامی نمازی بی اثر است تامین حضور قلب در نماز، بسیار مشكل است. با این كه هر نماز چند دقیقه بیشتر طول نمی‌كشد، این هنر در نمازگزار نیست كه موقع نماز خود را ضبط كند. اگر انسان همان چند دقیقه خود را ضبط كند و بداند با چه كسی سخن می‌گوید، بقیه امور او تامین است، ‌‌اما چون در همان چند دقیقه قدرت حضور و ضبط ندارد، سایر امور او هم ناكام است.»

چرا نماز شب خوان ها کم شده اند؟

نماز شب

 

بسیاری از سنّت های نبوی متأسفانه در میان ما جایگاه اصلی خود را ندارند. این موضوع به خصوص زمانی اهمیت می یابد که توجه شود، توصیه و تأکید معصومین(علیهم السلام) بر آن ها بسیار بوده است! از جمله این سنت های شریف «نماز شب» است تا جایی که نشانه مؤمن اقامه نماز شب دانسته شده است. در این نوشتار به بررسی سیره امیرمؤمنان (علیه السلام) در این باب می پردازیم.

 

نمازی در دل شب

شب هنگام که مردم در خوابند، مؤمنان واقعی از بستر بر می خیزند و به راز و نیاز با معبود یگانه می پردازند. نمازی که در تاریکی شب کسی جز خود خداوند از آن خبر ندارد و رمز برتری آن نیز شاید همین بی ریایی و مخلصانه بودن آن باشد.

 

سیره امیرمؤمنان در مورد نماز شب

اقامه نماز شب از جمله سنّت ها و سیره های همه معصومین است که هرگز در طول زندگی شریفشان ترک ننمودند. گویی دل شب بهترین زمان بود تا رازهای دل علی (علیه السلام) را بشنود و در خود نگهداری کند: «دل شب محرم سرّالله است»

 

از جمله آدابی که برای مستحبات نماز شب ذکر شده است، عملی است که امیرمؤمنان (علیه السلام) هنگامی که برای نماز از بستر برمی خاستند، انجام می دادند و آن این بود که به آسمان نگاه می کردند و آیاتی از قرآن را در مورد خلقت آسمان و زمین تلاوت می فرمودند. همچنین نقل است حضرت آیات آخر سوره مبارکه حشر را هنگام نماز شب تلاوت می فرمودند. این آیات توصیف کننده اسماء و صفات الهی است که بزرگی و برتری خداوند متعال را نشان می دهد:

 

مردی نزد امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) آمد و گفت: یا امیرالمؤمنین من در شب گذشته از نماز شب محروم شدم. حضرت به او فرمودند: تو مردی هستی که گناهان پایبند تو شد!

 

هُو الله الذی لا إله ألاّ هو عالمُ الغیبِ و الشّهاده هو الرّحمن الرّحیم. هو الله الّذی لا إله إلاّ هو الملکُ القُدّوسُ السَّلامُ المُؤمِنُ المُهَیمِنُ العزیزُ الجَبّارُ المُتکبّرُ سبحان الله عمّا یُشرکون. هو الله الخالقُ البارئُ المُصَوِّرُ لهُ الأسماءُ الحُسنی یُسَبِّحُ له ما فی السَّمواتِ و الأرضِ و هُو العزیزُ الحَکیم1

 

در این آیات شریفه، اسماء و صفات الهی مترتباً مورد تذکّر واقع می شوند و با یاد و ذکر خداوند و یادآوری صفات خاص الهی و بزرگی و بی همتایی او، دل برای ارتباطی مستمر و حضور قلبی خالصانه آماده می گردد. از این رو از جمله آداب نماز شب که از امیرالمؤمنان علی (علیه السلام) به سنّت مانده است، تلاوت این آیات هنگام برخاستن از بستر برای اقامه نماز شب است.

 

ساعت های پایانی

اهتمام به مناجات الهی در شب از جمله آموزه هایی است که امیرمؤمنان (علیه السلام) تا آخرین ساعات عمر شریفشان نسبت به آن متذکّر بودند. نقل است در شب نوزدهم ماه رمضان، همان شبی که آخرین شب عمر مولای متقیان بود، در دل شب از خواب برخاستند و تا هنگامه نماز صبح به عبادت و دعا مشغول بودند. در همان شب بود که از امّت نزد رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) گلایه نمودند و از جور و جفای خلق استغاثه جستند و شد آنچه نباید می شد، آنچنان که امام حسن (علیه السلام) پس از شهادت حضرت فرمودند: به خدا قسم، امشب مردی در بین شما قبض روح گردید که پیشینیان از او پیشی نگرفتند جز در فضل نبوت و آیندگان به او نخواهند رسید.2

 

از جمله آدابی که برای مستحبات نماز شب ذکر شده است، عملی است که امیرالمؤمنان (علیه السلام) هنگامی که برای نماز از بستر برمی خاستند، انجام می دادند.

 

محرومیت از نماز شب

از دیگر آموزه های اساسی درباره سیره امام علی (علیه السلام) درباره نماز شب آن است که به ذکر علت و دلیل محرومیت افراد از اقامه نماز شب پرداخته اند:

 

جناب صدوق در کتاب توحید روایت کرده اند که مردی نزد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمد و گفت: یا امیرالمؤمنین من در شب گذشته از نماز شب محروم شدم. حضرت به او فرمودند: تو مردی هستی که گناهان پایبند تو شد.3

 

همان طور که مشاهده می شود حضرت در بیان علت عدم توفیق به خواندن نماز شب، کلیدی را ارائه می فرمایند که امروزه نیز می تواند راهگشای ما باشد. سرّ آنکه موفق به نماز شب نشویم جز این نیست که گناهان و زشتی ها همچون زنجیری پایمان را بسته اند و پرده غفلت و خواب زدگی بر چشمانمان کشیده اند. پس برای رهایی از چنگال گناهان و توفیق پرواز در شب های پر رمز و راز برای مناجات با معبود بی انباز باید تلاش و جهادی اکبر نمود.


نتیجه گیری

از جمله سیره امیرمؤمنان (علیه السلام) در بر پا داشتن سنن نبوی (صلی الله علیه و آله) اقامه نماز شب در طول عمر شریفشان بوده است. ایشان بر همین اساس، علت سلب توفیق از اقامه نماز شب را گناهان و محرمات ذکر فرموده اند.

نماز بر آمدن حاجت

نماز بر آمدن حاجات

 

امام صادق (علیه السلام ) فرمود :

 

هر گاه حاجت مهمی داشتی ، روز چهارشنبه ‌،پنجشنبه و جمعه را روزه بگیر و در روز جمعه ، غسل کن و لباس نو بپوش و به بالاترین اطاقهای خود برو ، دو رکعت نماز بگذار، پس دست به آسمان بردار و بگو :


پروردگارا ! به درگاه تو روی آوردم چون می دانم که تو یگانه و بی نیازی و جز تو کسی بر حاجت من توانایی ندارد .

 

 

نمازی که ثواب ختم قرآن را دارد

نماز

 

 

رسول اکرم ص فرمودند: هر کس شب دوشنبه دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت آن یک حمد و هفت مرتبه سوره توحید بخواند و بعد از تمام شدن نماز هفت مرتبه تسبیحات اربعه و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم بگوید، ثواب ختم قرآن برای او نوشته شود.

 

دعا برای جا کردن خود در دل دیگران

دعا برای جلب محبت

 

دعا برای القاء مهر خود در دل دیگران :

هر کس بخواهد کسی را به دوستی خود مایل سازد، چندان که یکساعت بدون او شکیبایی و تحمل نتواند کرد این ایه را بخواند، به طعامی بدمد، و به او بخوراند.

 

«بسم الله الرحمن الرحیم ان لا تعلوا علی و اتونی مسلمین»


«به نام خداوند بخشنده مهربان، توصیه من این است که نسبت به من برتری جویی نکنید و به سوی من در آیید در حالی که تسلیم حق هستید.» (سوره نمل، آیه 30 و 31)

 

«لو لا ان ربطنا علی قلبها لتکون من المومنین»


«اگر دل او را به وسیله ایمان و امید محکم نکرده بودیم، تا در زمره اهل ایمان در آید.» (سوره قصص، ایه 10)

استجابت دعا به كمك صلوات

استجابت دعا به كمك صلوات

 

 

امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: هر گاه اراده كردید چیزی از حوائج دنیا را از خدای سبحان مسألت نمایید، ابتدا باید خدایعزوجل را ستایش كنید. و سپس صلوات بر محمد و آل محمد بفرستید، پس آنگاه حاجت خود را از خداوند كریم بخواهید.

 

آن حضرت فرمودند: مردی وارد مسجد شد و پس از بجای آوردن نماز، دست به سوی درگاه خداوند دراز نمود و حاجات خود را طلب كرد. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) كه در آن مسجد حضور داشتند با مشاهده این وضع فرمودند: این بنده، در خواسته خود از خداوند تعجیل كرد.

 

پس شخص دیگری آمد و دو ركعت نماز گزارده و ثنای خدا را بجا آورد و سپس بر محمد و آل محمدصلوات فرستاد. آنگاه رسول خدا فرمودند: كه دعایت در آستانه اجابت است.

اگر می خواهید نماز امام زمان بخوانید :

نماز امام زمان (عج )

 

طریقه خواندن نماز امام زمان (عج) " روحی وارواح العالمین تراب مقدم الفداه " در مسجد جمکران :

 

دو رکعت نماز به نیت امام زمان ( عج) می خوانی ، و در هر رکعت یک حمد و یک توحید باید خوانده شود . موقع خواندن حمد هنگامی که به " اِیّاکَ نَعبُدٌ و اِیّاکَ نَستَعین " رسید باید آن را ۱۰۰ مرتبه تکرار کند .ذکر های رکوع و سجود نیز باید هفت بار خوانده شود .

 

در رکعت دوم نیز به همین کیفیت می باشد .


پس ازپایان نماز تسبیحات حضرت زهرا (س) خوانده شود .

 

خواص سوره حمد (شفای بیمار)

   خواص سوره حمد (شفای بیمار)

 

حضرت ابی عبدالله (ع): اگر سوره (حمد) را هفتاد بار بر مده بخوانند و روح در بدنش باز آید شگفت نیست.

 

امام جعفر صادق(ع): در جواهر القرآن مسطور است که هر سوره (فاتحه) را میان نافله صبح و نماز صبح بخواند به نیت صحت از آن بیماری شفا یابد.

بعضي از وضوهاي مستحبي.

1- براي نماز ميّت؛.
2- براي زيارت اهل قبور؛.
3- براي رفتن به مسجد؛.
4- براي رفتن به حرم امامان - عليهم السلام -؛.
5- براي همراه داشتن قرآن؛.
6- براي خواندن و نوشتن قرآن؛.
7- براي مسّ حاشيه قرآن؛.
8- براي خوابيدن؛.
9- براي دعا و طلب حاجت از خداوند متعال؛.
10- براي سجده شكر.
11- شب عروسي براي عروس و داماد؛.
12- براي آميزش شوهر با زن در حال حاملگى؛.
13- براي زن حائض مستحب است در اوقات نماز وضو گرفته و در جايگاهش به اندازه نماز خواندن بنشيند و مشغول ذكر و دعا و قرآن شود؛.
14- براي كسي كه وضو دارد، مستحب است دوباره وضو بگيرد؛.
15- براي شخص جنب اگر مي خواهد چيزي بخورد.

نماز فرزند براى آمرزش پدر و مادر

 

اين نماز دو ركعت است، در ركعت اوّل پس از سوره «حمد»، ده بار مى گويى:

 


رَبِّ اغْفِرْلى وَلِوالِدَىَّ وَ لِلْمُؤْمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ.


پروردگارا بيامرز مرا و پدر و مادرم و ديگر مؤمنان را در روزى كه حساب برپا شود

 

 

و در ركعت دوم پس از سوره حمد، ده مرتبه مى خوانى:

 


رَبِّ اغْفِرْلى وَ لِوالِدَىَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِىَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ


پروردگارا بيامرز مرا و پدر و مادرم و هركه در حال ايمان به خانه من درآيد و هر مرد مؤمن و زن با ايمانى را

 


پس از سلام نماز نيز ده بار مى گويى:

 


رَبِّ ارْحَمْهُماكَمارَبَّيانى صَغيراً.

 

پروردگارا ترحم كن بر ايشان چنانچه پروريدند مرا در كودكى.

فواید خواندن آیت الكرسی

فواید خواندن آیت الكرسی

 

امام محمد باقر از امیر المومنین (ع) روایت فرموده: هنگامی كه آیت الكرسی نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آیه الكرسیآیه ای است كه از گنج عرش نازل شده و زمانی كه این آیه نازل گشت هر بتی كه در جهان بود با صورت به زمین خورد.

 

در این زمان ابلیس ترسید و به قومش گفت :"امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است باشید تا من عالم را بگردم و خبر بیاورم.

 

ابلیس عالم را گشت تا به شهر مدینه رسید مردی را دید و از او سوال كرد: " دیشب چه حادثه ای اتفاق افتاد"

 

مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آیه ای از گنج های عرش نازل شد كه بت های جهان به خاطر آن آیه همگی با صورت به زمین خوردند. ابلیس بعد از شنیدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد.


نماز پر فضیلت برای آخرت

نماز پر فضیلت برای آخرت

 

 

نماز پرفضیلتی که سبب می‌شود خداوند درآخرت دوبال بدهد که پرواز کند.

 

در بحار جلد ۸۹ از حضرت‌رسول(ع) روایت نموده که هر کس بجا بیاورد روز جمعه چهاررکعت نماز

 

و در هر رکعت بعد از حمد پنجاه ‌ویک مرتبه سوره (قُل هُوَ اللّه) و پنجاه‌مرتبه (آیه الکُرْسی) بخواند قرار می‌دهد حق‌تعالی برای او در آخرت دوبال که پرواز کند بر پل صراط و در بهشت هر جا که بخواهد.

نماز حاجت مخصوص روز پنج‌شنبه

نماز حاجت

 

 

در روز پنج‌شنبه از صبح تا غروب هر وقت بتواند چهار رکعت نماز بخواند (دو نماز دو رکعتی ).

 

در رکعت‌اول بعد از حمد یازده مرتبه سوره قل هواللّه‌احد و در رکعت‌دوم بعد از حمد بیست‌ویک‌مرتبه سوره قل هواللّه‌احد را و پس از سلام نماز دو رکعت دوم را شروع کند.

 

در رکعت اول بعد از حمد سی و یک مرتبه قل هو الله احد را بخواند و در در رکعت‌دوم چهل و یک مرتبه قل و هواللّه را بخواند.

 

و پس از سلام نماز پنجاه و یک مرتبه قل هو الله احد و پنجاه و یک‌مرتبه صلوات بر حضرت رسول. بعد به سجده رفته، صد‌مرتبه یا اللّه بگوید و حاجتش را از خدا بخواهد که ان‌شاءاللّه مستجاب است و بعد از خاتمه چهار رکعت نماز تسبیح حضرت‌زهرا(ع) را فراموش ننماید.

طریقه خواندن نماز عید فطر

نماز عید فطر

 

سوال : ایا حضور در نماز عید فطر بر هر مسلمانی واجب است ؟و طریقه خواندن نماز عید فطر را توضیح دهید.پاسخ :

 

این نماز در زمان حضور امام(علیه السلام) واجب است و باید به جماعت خوانده شود، ولی در زمان ما که امام(علیه السلام) غایب است مستحب می باشد و می توان آن را به جماعت یا فرادی خواند.


وقت نماز عید فطر از اوّل آفتاب است تا ظهر، ولی مستحبّ است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخواند و در عید فطر مستحبّ است بعد از بلند شدن آفتاب افطار کند و زکات فطره را بدهد و بعد نماز عید را بجا آورد.

 

چگونگی بجا آوردن نماز عید فطر


نماز عید فطر دو رکعت است، در رکعت اوّل بعد از خواندن حمد و سوره باید پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تکبیر دیگری بگوید و به رکوع رود، بعد دو سجده به جا آورد و برخیزد و در رکعت دوم چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع دو سجده به جا آورد و تشهّد بخواند و سلام گوید.


در قنوت این نماز هر دعایی کافی است، ولی مناسب است این دعا را به قصد ثواب بخواند:

 

«اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکبْرِیاءِ وَ الْعَظِمَة وَ اَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ اَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ اَهْلَ التَّقْوی وَالْمَغْفِرَةِ اَسْئَلُک بِحَقِّ هذَا الْیَوْمِ الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَ لِمحَمَّد صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ کرامَةً وَ مَزیداً اَنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ اَنْ تُدْخِلَنِی فی کلِّ خَیْر اَدْخَلْتَفیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ اَنْ تُخْرِجَنی مِنْ کلِّ سُوء اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد صَلَواتُک عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُک خَیْرَ ما سَئَلَک بِهِ عِبادُک الصّالِحُونَ وَ اَعُوذُ بِک مِمّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُک الْمـُخْلَصُونَ».

 

 

مستحبّات نماز عید فطر


مستحبّ است در نماز عید فطر امور زیر را به امید ثواب پروردگار رعایت کند:


 قرائت نماز عید را بلند بخواند.


 بعد از نماز دو خطبه بخواند مانند خطبه های نماز جمعه با این تفاوت که در نماز جمعه قبل از نماز و در نماز عید بعد از نماز خوانده می شود (و این خطبه در صورتی است که نماز را با جماعت بخواند).


3ـ در این نماز سوره مخصوص شرط نیست، ولی بهتر است در رکعت اوّل سوره «سَبِّحِ اسْمِ رَبِّک الاْعْلی» و در رکعت دوم سوره «وَ الشَّمْس» بخواند.


 در روز عید فطر قبل از نماز عید با خرما افطار کند .


5ـ پیش از نماز عید غسل کند و دعاهایی که قبل از نماز و بعد از آن در کتب دعا آمده بخواند.


 در نماز عید بر زمین سجده کند و در موقع گفتن تکبیرها دستها را بلند کند.


 بعد از نماز مغرب و عشا در شب عید فطر و بعد از نماز صبح و ظهر و عصر روز عید و نیز بعد از نماز عید فطر این تکبیرها را بگوید: «اَللّهُ اَکبَرُ، اَللّهُ اَکبَرُ، لا إلهَ إلاّ اللّهُ وَ اَللّهُ اَکبَرُ، اللّهُ اَکبَرُ وَ لِلّهِ الْحَمْدُ، اَللّهُ اَکبَرُ عَلی ما هَدانا».

 

خواص هفت آیه پر فضیلت

خواص هفت آیه پر فضیلت

 

علی (ع) گفت: رسول اکرم (ص) روزی فرمود: یا علی خواهی تو را چیزی آموزم که اگر خلق هفت آسمان و زمین جمع گردندنتوانند به تو بدی و آسیبی رسانند و هیچ کس بر تو ظفر نیابد. گفتم: بلی. فرمود:

هفت آیه در قرآن است آن را این گونه بر خود بخواند و بدم. اول: از پیش رو، دوم: پشت سر، سوم: بالای سر، چهارم: به سوی پایین، پنجم: بر طرف راست، ششم: بر طرف چپ و هفتم بر تمام اعضاء.

 

یا علی! هر کس این هفت آیه را بخواند یا با خود دارد حق سبحانه و تعالی هفتاد هزار بدی را از نامه عمل او دور کند و هفتاد هزار حور نامه عمل او نویسد و هفتادهزار قصر در بهشت برایش بنا کند و هفتاد هزار حور و قصور و غلمان به او کرامت فرماید و هفتاد هزار حله از حریر و دیبای بهشتی به او بپوشاند چنان که صفت آنها را حق داند و دیگری نداند. یا علی! هر کس این هفت آیه را بخواند و به خود بدمد اگر نزد امراء و حکام رود البته عزیز و مکرم باشد اگر چه بر او خشم گرفته باشند، نرم گرداند. (و آن هفت آیه این است):


قُل لَنْ یُصیبَنا اِلاّ ما کَتَبَ اللهُ لَنا هُوَ مَوْلنا وَ عَلَی اللهِ فَلْیَتَوَّکَّلِ الْمُؤمِنُونَ.

(سوره توبه(۹)، آیه۵۱)

بگو هرگز نرسد ما را مگر آنچه را نوشت خدا بر ما، اوست صاحب اختیار ما و بر خدا توکل کنند گروندگان.

 

 

وَ اِنْ یَمْسَسْکَ اللهُ بِضُرًّ فَلا کاشِفَ لَهُ اِلاّ هُوَ وَ اِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلی کُلَّ شَیءٍ قَدیرٌ. (سوره انعام(۶)، آیه ۱۷)

و اگر برساند تو را خدای سختی پس نیست بازدارنده مر آن را مگر او و اگر برساند به تو نیکویی پس او بر هر چیزی تواناست.

 

 

وَ ما مِنْ دابَّهٍ فی الْأرْضِ اِلاّ عَلَی اللهِ ر‍ِزْقُها وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها کُلُّ فی کِتابٍ مُبینٍ. (سوره هود (۱۱) آیه ۶)

و نیست هیچ جنبنده‌ای در زمین مگر بر خداست روزی او و می‌داند قرارگاهش و آرامگاهش را به جملگی در کتابی روشن است.

 

 

اَنّی تَوَکَّلْتُ عَلَی اللهِ رَبّی وَ رَبَّکُمْ ما مِنْ دابَّهٍ اِلاّ هُوَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّی عَلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ. (سوره هود (۱۱) آیه ۵۶)

همانا من توکل کردم بر خدای پروردگارم و پروردگار شما نیست هیچ جنبنده‌ای مگر که اوست گیرنده موی پیشانیش را همانا پروردگار من به راه راست است.

 

 

وَ کَاَیَّنْ مِنْ دابَّهٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَها اللهُ یَرْزُقُها وَ اِیّاکُمْ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ (سوره عنکبوت (۲۹) آیه۶۰)

و چه بسیار جنبنده ه برنمی‌دارد روزی خود را، خدا روزی می‌دهد او را و شما را و او شنوای داناست.

 

 

ما یَفْتَحِ اللهُ لِلنّاسِ مِنْ رَحْمَهٍ فَلا مُمْسِکَ لَها وَ ما یُمْسِکْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ. (سوره فاطر (۳۵) آیه۲)

آنچه گشاده گرداند خدا برای مردمان از رحمت، پس نیست بازگیرنده مر آنرا و ‌آنچه را بازگیرد پس نیست فرستنده مر او را بعد از گرفتن او و اوست غالب درست کردار.

 

 

وَ لَئِنْ سَاَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الْأرْضَ لَیَقُولُنَّ اللهُ قُلْ اَفَرَاَیْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ اِنْ اَرادِنیَ اللهُ بِضُّرً هَلْ هُنَّ کاشِفاتُ ضٌرِّهِ اَوْ اَرادَنی بِرَحْمَهٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِیَ اللهُ عَلَیهِ یَتَوَکَلُّ الْمُتَوَکَلُّونَ (سوره زمر (۳۹) آیه ۳۸)

و اگر بپرسی از ایشان کی آفرید آسمان‌ها و زمین را هر آینه خواهند گفت البته خداست. بگو خبر دهید که آنچه را می‌خوانید از غیر خدا اگر خواست به من خدای ضرری را آیا ایشانند دفع کننده ضررش یا اگر خواست به من رحمت و احسانی آیا ایشانند بازدارندگان رحمتش. بگو که بس است مر خدا بر او توکل می‌کنند توکل کنندگان.

نماز پر فضیلت بین مغرب‌ و عشا

نماز پر فضیلت بین مغرب‌ و عشا

 

از رسول‌خدا(ع) روایت است که سفارش فرمودند: دو رکعت نماز بین مغرب و عشا بخوانید ، در رکعت اول بعد از حمد سیزده‌مرتبه (اذا زلزلت) و در رکعت دوم بعد از حمد پانزده‌مرتبه (قُلْ هُوَ اللّهَ اَحَد) را بخواند.

 

و اگر هر شب بخواند ثوابش را جز خدا کسی نتواند بشمار آورد. اگر در هر ماه بخواند از مؤمنین، اگر در هر سال بخواند با من در بهشت همنشین باشد.

نمازی که ثواب چهل‌ مرتبه قرآن خواندن را دارد

نمازی که ثواب چهل‌ مرتبه قرآن خواندن را دارد

 

در بحارج ۸۹ از حضرت‌صادق(ع) روایت نموده: هر کس پیش از ظهر روز جمعه دو رکعت نماز بکند در هر رکعت یک مرتبه سوره(حمد) و شصت‌مرتبه سوره (قُل هُوَ اللّه) را بخواند و در سجودش بگوید( بعد از ذکر سجود):


سَجَدَ لَکَ سَوادی وَ خیَالی وَ آمَنَ بِکَ فُؤادی وَ أبُوءُ إلَیْکَ وَ‌ أعْتَرِفُ لَکَ بِالذِّنْبِ الْعَظیم عَمِلْتُ سُوءً وَ ظَلَمْتُ نَفْسی فَاغْفِرلی ذُنُوبی فَإنِّهُ لا یَغْفِرُ الذِّنُوبَ إلاّ أنْتَ أعوذُ بِعَفْوکَ مِنْ عُقُوبِتَکَ وَ‌ أعوذُ بِرِضاکَ مِنْ سَخَطِکَ وَ أعوذُ بِکَ مِنْکَ لا أبْلُغُ مِدْحَتَکَ وَلا اُحْصی نِعْمَتَکَ وَلا الثّناءَ وَ عَلَیْکَ أنْتَ کَما أثْنَیْتَ عَلی نَفْسِکَ وَ‌عَمِلْتُ سُوءً وَ‌ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْلی ذُنُوبی إنِّهُ لا یَغْفِرَ الذِّنُوبَ إلاّ أنْتَ.

 

پس کسی که این کار را بکند ثواب آن را دارد که چهل‌مرتبه قرآن را قرائت نموده.

آموزش تصویری وضو

چگونه وضو بگيريم؟

 

چگونه وضو بگيريم؟..چگونه وضو بگيريم؟

بهتر است، پيش از وضو، دستها را تا مچ بشوييم، ولي اين شستن، جزو اعمال وضو نمي باشد.
پس اينگونه وضو مي گيريم:
پيش از هر چيز نيت مي كنيم، يعني با قصد انجام وضو و براي اطاعت از دستور خداوند عالم، وضو را آغاز مي كنيم.


1- به نيت وضو صورت را از بالا به پايين - از جايي كه موي سر روييده تا چانه - مي شوييم.


چگونه وضو بگيريم؟

2- پس از شستن صورت، دست راست را از آرنج تا نوك انگشتان، از بالا به پايين، مي شوييم.


چگونه وضو بگيريم؟

3- بعد از شستن دست راست، دست چپ را مانند دست راست مي شوييم.


چگونه وضو بگيريم؟

4- بعد از شستن صورت و دست ها با رطوبتي كه بر دست مانده، جلوي سر را مسح مي كنيم


چگونه وضو بگيريم؟

يعني دست را بر سرگذاشته و كمي به طرف پيشاني مي كشيم.


5- پس از مسح سر، پاي راست را از نوك انگشت تا آخر روي پا (مفصل) مسح مي كنيم.


چگونه وضو بگيريم؟

6- و در پايان پاي چپ را مانند پاي راست مسح مي كنيم و با اين عمل وضو تمام مي شود.

 

آموزش تصویری نماز

.:. بسم الله الرحمن الرحیم .:. 






تکبير گفتن 
ابتدا دستها را تا نزديک گوش بالا مي بريم و مي گوييم :الله أكبر 





قيام



پس از تکبير گفتن سوره ي حمد و بعد از آن يک سوره ي ديگر از قرآن ، مثلا"سوره ي اخلاص را مي خوانيم. 
   





  رکوع 
سپس خم مي شويم، به قدري که دستهايمان به زانو برسد و مي گوييم:



سُبحان ربي العظيم وبحمده   






سجود 
دو سر انگشت شست پا، دو سر زانو، دو کف دست را روي زمين و پيشاني را بر روي خاک و يا سنگ و چوب قرار  مي دهيم و ميگوييم :


سبحان ربي الأعلى و بحمده 






قنوت



در رکعت دوم پس از خواندن حمد و سوره دو دست را روبروي صورت گرفته و مي گوييم :


ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخرﺓ حسنه و قنا عذاب النار








تشهد 
بعد از قنوت به رکوع و سپس به سجده میرویم پس از سجده، سر از مهربرداشته، نشسته و مي گوييم:



أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له وأشهد أن محمداً عبده ورسوله, اللهم صلِّ على محمد وآل محمد 

   




تسبیحات اربعه 
در رکعت سوم تسبیحات اربعه را می گوییم:


سُبحان الله, والحمد لله، ولا إله إلا الله، والله أكبر



سپس به رکوع و بعد از آن به سجده میرویم و دوباره در رکعت چهارم تسبحات اربعه را می گوییم.



   




سلام 

در رکعت آخر پس از آنکه به رکوع و سجده رفتیم نشسته و پس از تشهد می گوییم: 

السلام عليك أيُّها النبي ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته    

اذان

دستور نماز شب

کسی که در قرآن تشبیه به سگ شد

گوسفند بره نفاق گرگ
کسی که در قرآن تشبیه به سگ شد

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی ءَاتَیْنَاهُ ءَایَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَنُ فَکاَنَ مِنَ الْغَاوِینَ(175) وَ لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بهَِا وَ لَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلیَ الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَوَئهُ  فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ (176- اعراف)

این دو آیه مربوط به کسی است که با وجود علم و بهره از برخی موهبت‌های خدادادی؛ خدا او را به سگ تشبیه کرد. قرآن کریم به عنوان کتابی که هم بیماری را نشان می‌دهد و هم ریشه و درمان آن را بیان می‌کند علت این سقوط را چنین تحلیل کرده است:

«فَانسَلَخَ مِنْهَا؛ او از پوست به در آمد» این عبارت کنایه از این است که او علم و داده‌های الهی را گرفت اما آن‌ها را به درونش نفوذ نداد و به جانش پیوند نزد تا بشود عقیده؛ بلکه در حد پوست و پوستین در بر خود نگه داشت تا اینکه بالاخره در آزمون‌های الهی این پوستین را انداخت و ماهیت واقعی خود را آشکار کرد.(5)

قرآن قدمی جلوتر رفته و علت این مشکل او را هم بیان می‌کند و آن میل او به دنیا و تبعیتش از هوای نفس بود که سبب شد دانسته‌ها و «دین دانی» اش تبدیل به «دین داری» نشود.

 

چرا برخی نمی توانند گناه را ترک کنند؟

قَالَ أَ رَءَیْتَكَ هَاذَا الَّذِى كَرَّمْتَ عَلىَ‏َّ لَئنِ‏ْ أَخَّرْتَنِ إِلىَ‏ یَوْمِ الْقِیَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إِلَّا قَلِیلًا(62- اسراء)

شیطان گفت: اگر تا روز قیامت به من مهلت دهی تمام فرزندان این کسی که بر من مقدم داشتی را افسار می زنم؛ مگر عده کمی.

گناه زنجیر

اصل كلمه «احتناک» از «حنك» است. وقتى گفته مى‏شود:«حنك الدابة بحبلها» معنایش این است كه ریسمانى به گردن حیوان بست و او را كشید. خود «احتناك» هم به معناى افسار كردن است.(10)

شیطان ابتدا وسوسه کرده و به گناه دعوت می کند. پس از آنکه فرد اولین قدم را برداشت و خود را به آن آلود، وسوسه های بعدی سریعتر و راحتتر در او اثر می کند. هر چه انجام گناه ساده تر و سریعتر شود نشان از آن دارد که شیطان بهتر و بیشتر بر او تسلط یافته و به تعبیری بهتر سوار شده و افسار نفس را به دست گرفته است. از این به بعد او می برد هر جا که خاطرخواه اوست و این افسار به دهان یا گردن هم می رود هر جا که او می کشد. چنین کسی به عیان مشاهده می کند که تلاشهای سطحی او برای ترک گناه سودی ندارد و با کوچکترین حرکتی که شیطان به افسار می دهد او با سرعت به سمت گناه رفته و آن را مرتکب می شود.

چاره رهایی از این اسارت، توبه ای حقیقی و تلاش جدی در سایه توکل به خدا و توسل به اولیای اوست.

چه کردی که آمدی بهشت؟


بهشت

فرزندانی که در بهشت کنار والدین خواهند بود

الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ اتَّبَعَتهُْمْ ذُرِّیَّتهُُم بِإِیمَانٍ أَلحَْقْنَا بهِِمْ ذُرِّیَّتهَُمْ (21- طور)

كسانى كه ایمان آوردند و فرزندانشان [به نوعى‏] در ایمان از آنان پیروى كردند، فرزندانشان را [در بهشت‏] به آنان ملحق مى‏كنیم‏.

یک از نعمتهایی که خدا به بهشتیان داده و موجب سرور آنها می شود وعده ایست که در این آیه آمده است. خداوند متعال در مورد اهل بهشت می فرماید: ما از میان فرزندان مؤمنین، آنهایى را كه در ایمان به خدا به نوعى از ایشان پیروى كردند به آنها ملحق مى‏كنیم. و این كار را بدان جهت مى‏كند كه مومنین خشنود گشته؛ چشمشان روشن شود.(1) بی تردید این نیز خود یك نعمت بزرگ است كه انسان، فرزندان با ایمان و مورد علاقه‏اش را در بهشت در كنار خود ببیند، و از انس با آنها لذت برد.

 

کدام فرزندان  شخص مومن به او ملحق می شوند؟

در این الحاق تمام فرزندان با ایمان فرد مومن که به نحوی بهره ای از ایمان او برده و در آن مسیر حرکت کرده اند به او ملحق می شوند حتی فرزندانی که از نظر ایمان در مرتبه ای پایین تر قرار دارند.

در این لطفی که خداوند به مومن در بهشت می کند هم فرزندان بالغ دارای ایمان و هم فرزندان نابالغی که در حکم مومن هستند به او ملحق می شوند. (2)

 

چه کردی که آمدی به بهشت؟

وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ یَتَسَاءَلُونَ(25)قَالُواْ إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فىِ أَهْلِنَا مُشْفِقِینَ(26)فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا وَ وَقَئنَا عَذَابَ السَّمُومِ(27)إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ  إِنَّهُ هُوَ الْبرَُّ الرَّحِیمُ(28- طور)

و بهشتیان به یكدیگر روى مى‏كنند از یکدیگر این سوال را می پرسند که در دنیا چه حالى داشته و چه عملى او را به سوى بهشت كشانیده است؟ در جواب می گویند: ما در دنیا نسبت به خانواده خود اشفاق داشتیم‏ و خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب مرگبار حفظ كرد و چون او پروردگارى نیكوكار و مهربان بود ما همواره او را مى‏خواندیم‏.

در این آیات، بهشتیان به یکی از مهم ترین عوامل ورودشان به بهشت اشاره می کنند عاملی که به رغم اهمیت فوق العاده اش در رسیدن به سعادت دنیا و آخرت گاه مورد غفلت جدی قرار می گیرد.

4 باری که شیطان فریاد کشید

شیطان

محتوای سوره مبارکه حمد

سوره حمد كه نام دیگرش «فاتحه الكتاب» است، هفت آیه دارد1  و تنها سوره‏اى است كه بر هر مسلمانى واجب است حداقل روزانه ده بار آن را در نمازهاى شبانه روزى بخواند وگرنه نماز او باطل است. «لا صلاة الّا بفاتحه الكتاب»2 بنا به روایت جابر بن عبد اللّه انصارى از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله): این سوره بهترین سوره‏هاى قرآن است.3

آیات سوره‏ى مباركه فاتحه، اشاراتى در باره‏ى خداوند و صفات او، مسأله معاد، شناخت و درخواست رهروى در راه حقّ و قبول حاكمیت و ربوبیّت خداوند دارد. همچنین به ادامه‏ى راه اولیاى خدا، ابراز علاقه و از گمراهان و غضب‏شدگان اعلام بیزارى و انزجار شده است. سوره‏ى حمد همانند خود قرآن مایه‏ى شفاست، هم شفاى دردهاى جسمانى و هم شفاى بیمارى‏هاى روحى.4

 

درسهاى تربیتى سوره‏ى حمد

در تفسیر نمونه به مواردی از اثرات تربیتی سوره حمد اشاره شده است كه با توجه و عمل به هركدام از این موارد، انسان هرچه بیشتر در راه شناخت و نزدیكی به پروردگار قرار می‌گیرد:

1- انسان در تلاوت سوره‏ى حمد با «بِسْمِ اللَّهِ» از غیر خدا قطع امید مى‏كند.

2- با «رَبِّ الْعالَمِینَ» و «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» احساس مى‏كند كه مربوب و مملوك است و خودخواهى و غرور را كنار مى‏گذارد.

3- با كلمه «عالمین» میان خود و تمام هستى ارتباط برقرار مى‏كند.

4- با «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خود را در سایه لطف او مى‏داند.

5- با «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» غفلتش از آینده زدوده مى‏شود.

6- با گفتن «إِیَّاكَ نَعْبُدُ» ریا و شهرت طلبى را زایل مى‏كند.

7- با «إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» از ابرقدرت‏ها نمى‏هراسد.

8- از «أَنْعَمْتَ» مى‏فهمد كه نعمت‏ها به دست اوست.

9- با «اهْدِنَا» رهسپارى در راه حقّ و طریق مستقیم را درخواست مى‏كند.

10- در «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» همبستگى خود را با پیروان حقّ اعلام مى‏كند.

11- با «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» و «ولَا الضَّالِّینَ» بیزارى و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز مى‏دارد.

چگونه رزق خود را افزایش دهیم؟

امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: "كسی كه هر شب سوره واقعه را بخواند... در دنیا سختی‌، فقر، نیازمندی و آفتی از آفت دنیا را نمی‌بیند و از دوستان حضرت علی‌(علیه السلام) می‌شود.


روزی

چگونه رزق خود را افزایش دهیم؟

از آیات قرآن كریم استفاده می‌شود كه توسعه و تنگی روزی به دست خداست‌ چنان كه می‌فرماید:"إن‌ّ ربّك یبسط الرّزق‌َ لِمَن یشأ و یقدر إنّه كان بِعبادِه خبیراً بصیراً" (اسرá30) بنابراین هر چند اراده و كوشش انسان در زیاد شدن رزق و روزی مؤثر است‌"لیس‌َ للانسـَن‌َ الاّ ما سَعی‌َ" (نجم‌، 39) ولی اینها "جزءالعلة‌" و یا از آن هم كمتر به حساب می‌آیند زیرا اراده و عمل انسان در به دست آمدن رزق و روزی یكی از صدها شرایط است كه تمامی اسباب و شرایط به او منتهی می‌شود، و اوست كه بر اساس علم و حكمتش روزی را بین بندگان تقسیم می‌كند چنانكه می‌فرماید: "أهم یقسمون رحمت ربّك نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوَة الدّنیا(زخرف‌، 32) آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم می‌كنند؟! ما معیشت آنها را در حیات زندگی در میانشان تقسیم كردیم‌."

همان گونه كه بیان كردیم‌، خواست خداوند متعال "یرزق من یشأ" جزافی نیست‌ بلكه گشایش و تنگی روزی نیز، روی عللی است كه خدا به بندگان دانا و به صلاح آنان آگاه‌تر است‌. به بعضی افراد به جهت برخی اعمالشان روزی فراوان و به بعضی به سبب عمل‌هایشان (مانند تنبلی‌، قطع رحم و...) روزی كمتر می‌دهد. برخی را جهت آزمایش‌، روزی فراوان عطا می‌كند و در كار و زندگیشان گشایش می‌دهد و برخی را جهت آزمایش‌، روزی كم می‌دهد و... (1)

برخی از سوره‌هایی كه در روایات اسلامی برای زیاد شدن رزق و روزی توصیه شده عبارتند از:

1. سوره واقعه.: امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: "كسی كه هر شب سوره واقعه را بخواند... در دنیا سختی‌، فقر، نیازمندی و آفتی از آفت دنیا را نمی‌بیند و از دوستان حضرت علی‌(علیه السلام) می‌شود..."(2)

2. سوره همزه:‌ امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره همزه را در نمازی واجب بخواند فقر از او دور می‌شود و روزی بر او روی می‌آورد..."(3)

3. سوره لیل:‌ پیامبر اكرم‌(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: هر كس سوره لیل را بخواند خداوند آن قدر به او عطا می‌كند تا راضی شود و او را به سختی نیندازد و برایش آسان می‌گیرد."(4)

4. سوره مزمل:‌ رسول اكرم‌(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: "هر كس سوره مزمل را بخواند در دنیا و آخرت سختی از او برداشته می شود".(5)

5. سوره ذاریات‌: امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره ذاریات را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می‌كند و روزی فراوانی برایش می‌دهد..."(6)

6. سوره ممتحنه‌: امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره ممتحنه را در نمازهای واجب و مستحبی بخواند خداوند....فقر و دیوانگی را بر او و فرزندانش دور می‌كند". و همچنین سوره‌های نجم‌، ابراهیم و... برای توسعه در رزق توصیه شده است‌.

امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: هر كس سوره ذاریات را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می‌كند و روزی فراوانی برایش می‌دهد

البته باید توجه داشت كه برای به دست آوردن روزی و مال و ثروت مشروع انسان نباید از تلاش و كوشش غافل شود و عوامل مختلف دیگر مانند علم و آگاهی نسبت به تجارت و امور مربوط به آن‌، مشورت و تدبیر و... در امر به دست آوردن روزی و بهبود وضع معیشتی و مادی بسیار مؤثر است‌.(7)

همچنین دعاهای فراوانی در مورد وسعت رزق و روزی وارد شده ، از جملة آن ها دعایی در تعقیبات نماز صبح است:

اللّهم انی اسئلك بحق محمّد و ال محمّدٍ علیك، صلّ علی محمّد و آل محمّد واجعل النور فی بصری و البصیرهْْ فی دینی ...

هم چنین دعای حضرت مهدی(علیه السلام): اللّهم ارزقنا توفیق الطاعهْْ و بعد المعصیه .... كه قبل از مناجات خمسهْْ عشر در مفاتیح آمده است.

هم چنین دعای " یا من تحلّ به عقد المكاره ..." باز قبل از آن مناجات است.

نیز در حواشی مفاتیح الجنان دعاهایی برای وسعت رزق ذكر شده كه می توانید آن ها را حوالی زیارات امیرالمؤمنین یا از فهرست مفاتیح پیدا كنید.

و بهترین دعا برای حضرت مهدی(علیه السلام) و درخواست رؤیت حضرت ، دعای عهد است كه بعد از دعای ندبه در مفاتیح الجنان آمده است(اللّهم ربّ النّور العظیم و ربّ الكرسی الرفیع ...) و دعاهای دیگری كه به دنبال دعای عهد آمده است.

همچنین نماز شب بخواند که موجب افزایش روزی او می‏گردد.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: الصلاه... بركه فی الرزق؛ نماز باعث بركت در رزق و روزی می‏شود. (8)

و نیز در روایتی آمده است: ان صلاه اللیل تدرالرزق؛ نماز شب روزی را جلب كرده و زیاد می‏كند.(9)

سجده زیاد از صفات بندگان خاص

       * نظر قرآن درباره انجام دادن سجده زیاد چیست؟

          * قرآن کریم، یکى از ویژگى هاى «عباد الرحمن» (بندگان خاص خداوند) را چنین معرفى مى فرماید: (وَ عِبَادُ الرَّحْمَـنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الاَْرْضِ هَوْنًا وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَـهِلُونَ قَالُواْ سَلَـمًا * وَ الَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَ قِیَـمًا ); بندگان خاص خداوند رحمان آنها هستند، که با آرامش و بى تکبر، بر زمین راه مى روند و هنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند، به آنها سلام مى گویند ]و با بى اعتنایى و بزرگوارى مى گذرند[آنها کسانى هستند که شبان گاه، براى پروردگارشان، سجده و قیام مى کنند.

          جمله «یبیتون» دلیل بر این است که آنها شب را با سجود و قیام به صبح مى آورند، که منظور بخش قابل ملاحظه اى از شب است و یا اگر تمام شب باشد، در بعضى از مواقع چنین است. سجده هاى فراوان و طولانى در دل شب، از ویژگى هاى بندگان خاص الهى است، که در این آیه به آن اشاره شده است.

          در سوره انسان، آیه 25 و 26 آمده است: (وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ بُکْرَةً وَأَصِیلاً * وَ مِنَ الَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُو وَ سَبِّحْهُ لَیْلاً طَوِیلاً ); و نام پروردگارت را هر صبح و شام به یاد آور و در شبان گاه براى او سجده کن و مقدارى طولانى از شب، او را تسبیح گوى.

سجده بر خاک نهایت عبودیت

اوند شىء مخصوصى را براى سجده کردن خویش، قرار نداده است؟

          * با توجه به آیه 15 رعد، معیار در تشخیص این که سجده، براى خدا یا غیرخدا (مانند بت و امثال آن) است، نیت و انگیزه شخص سَجده کننده است. این موضوع با آن چه بر آن سجده مى کنند هیچ ارتباطى ندارد; در صورتى که این عمل به انگیزه عبادت و کرنش در برابر خداوند، انجام شود (رعد، آیه15 و حج، آیه77) سجده براى خدا است. ممکن است شخصى بر خاک پیشانى بساید، ولى چون نیتش غیرخدا بوده، عملش چیزى جز شرک و بت پرستى نیست.

          سجده بر زمین است; یعنى بر سنگ و خاک. از آن جا که در همه جا، خاک تمیز و پاک یافت نمى شود، مقدارى خاک به صورت مهر ساخته شده است.

سنگ و خاک «مسجود علیه» است نه «مسجود له» (بر آن سجده مى شود، به آن سجده نمى شود). گاه به غلط تصور مى شود که شیعه براى سنگ سجده مى کند! در حالى که او، بسان همه مسلمانان، تنها براى خدا سجده کرده و به عنوان اظهار خضوع و تذلل در پیشگاه الهى، پیشانى به خاک مى ساید.

در پایان لازم به یادآورى است، مهر باید ساده ساخته شود، بنابراین کسانى که مهرهایى را به صورت مجسمه و مانند آن مى سازند، کارشان از روى نادانى است و مستند شرعى ندارد.

حکم آمین گفتن بعد از حمد

     * رادیو قرآن عربستان حدیثى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) به دین مضمون نقل کرد: هر گاه امام جماعت در پایان سوره حمد (غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّآلِّینَ) مى گوید، ملائکه آسمان «آمین» مى گویند و هر کس به نحوى «آمین» بگوید که صدایش را تا صف جلو نماز جماعت بشنوند، تمام گناهان گذشته اش آمرزیده مى شود و راویان حدیث را نیز «عبدالله بن عمر و ابوهریره» گفته اند. آیا این حدیث نزد فقهاى شیعه نیز اعتبارى دارد یا خیر؟

          * به چند دلیل این حدیث نزد فقهاى شیعه اعتبارى ندارد:

          1. از امامان معصوم(علیهم السلام) روایتى بر تأیید گفتن «آمین» بعد از «ولاالضالّین» نمى یابیم، بلکه دستور به ترک آن داده اند; امام صادق(علیه السلام) به جمیل مى فرماید: (إذا کنت خلف امام فقرأ الحمد و فرغ من قراءتها فقل أنت «الحمدلله رب العالمین» و لاتقل آمین); هنگامى که پشت سر امام جماعت ایستاده اى و او سوره حمد مى خواند و آن را به اتمام رسانید بگو: «الحمدلله ربّ العالمین» ولى «آمین» نگو.

          2. امام صادق(علیه السلام) گفتن «آمین» بعد از «ولاالضالّین» را از یهود و نصارى مى داند.

          3. اجماع علماى شیعه در این باره با مستند قرار دادن روایات از امامان معصوم(علیهم السلام) بر بطلان نماز ]در صورت گفتن «آمین»[ فتوا داده اند.

          افزون بر آن چه گذشت تکلیف ما در نماز خواندن سوره قرآن و قرآن بودن آیات مى باشد و حتى ]به قول برخى از فقها[ اگر آیات به قصد دعا، خوانده شوند، نماز باطل است و اگر هنگام قرائت سوره حمد در نماز قصد دعا نماید، نمازش باطل است.

          از طرفى، احادیثى که اهل تسنن براى جواز آمین گفتن به آن تمسک مى کنند، جعلى و ساختگى مى باشد و راوى آن (ابوهریره) به اعتراف و اقرار بزرگان اهل تسنن (خلیفه دوم)، انسان دروغ گویى بوده است; چنان که عمر بن خطاب بر ضد ابوهریره شهادت داد که او دشمن خدا و مسلمانان است و او را خیانتکار دانسته و او را ده هزار دینار جریمه و ملزم به پرداخت آن کرد و او را از حاکمیت بحرین کنار گذاشت.

روایت مذکور (غیرمعتبر بودن ابوهریره) در منابع اهل تسنن نیز آمده است.

معناى صراط مستقیم در سوره حمد

تقیم» درباره نمازگزاران و مؤمنان ـ که به سوى آن هدایت یافته اند ـ چه مفهومى خواهد داشت؟ آیا این، تحصیل حاصل نیست؟

          * الف) کلمه «صراط» در لغت، به معناى «طریق و سبیل» آمده است، امّا از نظر عرف و اصطلاح قرآن کریم، به معناى «خداپرستى و دین حق و پاى بند بودن به دستورهاى خداوند متعال» است. در آیه صدوشصتویک سوره انعام، به این معنا اشاره شده است. چون راه مستقیم همیشه یک راه بیشتر نیست.

          بنابراین، «صراط مستقیم»، همان دین و آیین الهى در جنبه هاى عقیدتى و عملى است و به همین دلیل، نزدیک ترین راه ارتباط با خدا است. در این که بعضى مفسران «صراط مستقیم» را به اسلام، یا قرآن، یا پیامبر و امامان(علیهم السلام) معنا کرده اند، باید گفت: بازگشت همه این معانى به همان دین و آیین الهى در جنبه هاى اعتقادى و عملى است.

          پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) فرموده است: صراط مستقیم، راه پیامبران است; همانان اند که مشمول نعمت هاى الهى شده اند. در روایات دیگر، صراط مستقیم، امیرالمؤمنین على(علیه السلام) یا شناخت امام(علیه السلام)شمرد شده است.

          بازگشت همه اینها، دعوت به همان دین و آیین الهى است. اگر در این عالم، به راه راست نبوّت و طریق مستقیم ولایت، قدم زده باشیم و از جاده ولایت على بن ابى طالب(علیه السلام) انحراف و لغزش پیدا نکرده باشیم، در گذشتن از پل صراط در آخرت مشکلى نخواهیم داشت. در زیارت جامعه آمده است: (أنتم السبیل الأعظم و الصراط الأقوم);شمایید راه بزرگ و استوار خدا.

          بنابراین، هر کس در این دنیا، در صراط ایشان قرار بگیرد و استقامت داشته باشد و پایش نلرزد، در آخرت نیز نخواهد لغزید و مانند برق جهنده، از آن مى گذرد. اگر در این عالم، مستقیم حرکت کنیم، از پل صراط آخرت هم، مستقیم عبور مى کنیم و به چپ یا راست ـ که افتادن به هلاکت و جهنّم است ـ متمایل نمى شویم.

          ب) تقاضا و طلب کردن هدایت و بر «صراط مستقیم» بودن، از طرف مؤمنان و حتّى پیامبران و امامان(علیهم السلام)تحصیل حاصل نیست، زیرا:

اولا: «صراط مستقیم» و آیین حق الهى، مراتب و درجاتى دارد که همه افراد، در پیمودن این درجات، یک سان نیستند; به عبارتى دیگر، «صراط مستقیم»، امرى نسبى است.

          بنابراین، انسان، هر مقدار از این درجات را طى کند، باز هم، درجات بالاتر و والاترى وجود دارد که انسان با ایمان، از خدا مى خواهد تا او را به آن درجات هدایت کند.

ثانیاً: براى انسان ها ]غیر از معصومان(علیهم السلام)[ هر لحظه، بیم لغزش و انحراف در این مسیر هدایت، وجود دارد; به همین سبب انسان ها، باید خود را در اختیار پروردگار بگذارند و تقاضا کنند، که آنان را در راه راست ثابت قدم نگه دارد.

          انسان، لحظه به لحظه، نیازمندِ دریافت هدایت است، زیرا در مسیر معنوى ارتباط با خداوند متعال، حتماً در طول زمان، موانعى مانند: کژى ها، ظلم ها، ناپاکى ها و ...، ایجاد خواهد شد و پیوندش را از آن منبع هدایت، قطع خواهد کرد و همانْ لحظه انحراف از صراط مستقیم خواهد بود. پس ما با گفتن: (اهدنا الصراط المستقیم) از خدا طلب مى کنیم که این موانع پیش نیاید و ما بر صراط مستقیم ثابت بمانیم.

          ثالثاً: چون هدایت، همان پیمودن طریق نامحدود تکامل است و انسان، به تدریج مراحل نقصان را در آن، پشت سر مى گذارد، بنابراین جاى تعجّب نیست که حتّى پیامبران و امامان معصوم(علیهم السلام) نیز از خدا، تقاضاى هدایت در «صراط مستقیم» را بکنند، چون تنها خداوند متعال، کمال مطلق است و غیر او، همه، در مسیر تکامل هستند، پس چه مانع دارد که آنان نیز درجات بالاترى را از خداوند متعال تقاضا بکنند؟

علت خواندن سوره حمد در نماز

     * چرا سوره شریف فاتحه را باید در نمازهایمان بخوانیم؟ و سوره اى دیگر جاى گزین آن نمى شود؟

          * قرآن کریم، فقط کلیات دین را مطرح کرده است و جزئیات و تفسیر آیات، به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) سپرده شده است، در روایات چنین آمده است:

          1. از امام باقر(علیه السلام) درباره حکم کسى که در نمازش «فاتحة الکتاب» قرائت نکرده بود، سؤال شد; حضرت فرمود: (لاصلاة له إلاّ ان یقرأ بها); نمازش، نماز شمرده نمى شود، مگر این که در آن «فاتحة الکتاب» را قرائت کند.

          2. در روایت دیگر مى فرمایند: (کل صلاة لایقرأ فیها بفاتحة الکتاب فهى خداج); هر نمازى که در آن «فاتحة الکتاب» خوانده نشود، ناقص است.

          3. امیرالمؤمنین امام على(علیه السلام) مى فرمایند: هر گاه تکبیر افتتاح را گفتى، پس سوره حمد را قرائت کن و سوره دیگرى که به آن اجازه داده شده، همراه آن بخوان... .

          4. امام رضا(علیه السلام) مى فرمایند: گفته شده در نماز حمد خوانده شود نه سوره دیگر، زیرا هیچ سوره اى جامع تر از سوره حمد نیست... .

          امام خمینى در تفسیر سوره شریف «حمد» مى فرماید: این سوره شریف مشتمل است بر عمده مقاصد الهیّه در قرآن شریف، زیرا که اصل مقاصد قرآن کریم تکمیل معرفة الله و تحصیل توحید است; پس جمیع مقاصد کتاب الهى و قرآن کریم برگشت به مقصد واحد مى کند و آن حقیقت توحید است که هدف نهایى و مقصد همه انبیاى عظام(علیهم السلام) است و حقایق توحید نیز در آیه مبارکه «بسم الله»... نهفته شده است، لذا این آیه شریفه، اعظم آیات الهیه و مشتمل بر تمام مقاصد کتاب الهى است و چون «باء» ظهور توحید و نقطه زیر آن سرّ آن است، پس تمام کتاب قرآن کریم ظهوراً و سراً در «باء» موجود است و انسان کامل یعنى وجود مبارک رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) که همان نقطه سرّ توحید است و در عالم، آیه و نشانه اى بزرگ تر از آن وجود مبارک نیست; چنان که در حدیث وارد است.هر چه در تفسیر این آیه سخن گفته شود اندک است، چرا که معروف است: «امیرالمؤمنین على(علیه السلام) از سر شب تا صبح براى «ابن عباس» از تفسیر «بسم الله» سخن مى گفت، صبح شد در حالى که از تفسیر «باء» آن فراتر نرفته بود». در فضیلت این سوره مبارکه سه روایت را نقل مى کنیم:

          1. از امام صادق(علیه السلام) از «بسم الله...» سؤال شد; فرمودند: (الباء بهاءالله، والسین سناءالله، و المیم ملک الله،...); «باء» نشانه عظمت و کمال خداوند متعال است و «سین» نشانه بلندى و رفعت مقام خداوندى است و «میم» نشانه فرمان روایى خداوند متعال است و... .

          2. ابن عباس از حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) چنین نقل کرده است: براى هر چیز اساسى است و اساس قرآن «فاتحه» است و اساس «فاتحه» «بسم الله الرحمن الرحیم» است.

          3. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به جابربن عبدالله انصارى فرمود: اى جابر! آیا برترین سوره اى که خدا در کتابش نازل فرموده به تو بیاموزم؟ جابر عرض کرد: آرى، پدر و مادرم فداى تو باد! اى رسول خدا! آن را به من بیاموز. پس رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) سوره «حمد» (ام الکتاب) را به او تعلیم داد و فرمود: اى جابر! آیا آگاهت سازم از این سوره؟ عرض کرد: چرا، پدر و مادرم فداى تو باد! یا رسول الله! از آن مرا با خبر ساز. فرمود: آن شفاى هر دردى است جز مرگ.

سوره هایى که در نماز مى توان خواند

  * کدام یک از سوره هاى قرآن باید در نماز خوانده شود؟ چرا؟

          * در رکعت اول و دوم نمازهاى واجب یومیه، انسان باید ابتدا حمد و بعد از آن یک سوره تمام، از سوره هاى قرآن کریم را بخواند; البته جز چهار سوره اى که آیه سجده واجب دارد (سوره هاى نجم، علق، سجده، فصلت). اگر کسى در نماز یکى از چهار سوره اى را که سجده واجب دارد، به عمد بخواند، نمازش باطل است. بنابر نظر بعضى مراجع، سوره «ضحى» و «انشراح» و هم چنین سوره «فیل» و «قریش» یک سوره حساب مى شود; به این معنا که اگر سوره «ضحى» را خواند، باید سوره «انشراح» را هم دنبال آن بخواند و اگر سوره «فیل» را خواند، سوره «قریش» را هم بخواند تا یک سوره تمام به شمار آید.

          علت این که ما نماز را این گونه مى خوانیم آن است که پیامبر اکرم و پیشوایان معصوم(علیهم السلام) به این صورت خوانده اند و ما نیز در این گونه مسائل به سیره و روش آنها اقتدا مى کنیم; با این کیفیت نماز خواندن و احکام آن از حکیمى دانا و متعال براى هدایت و رسیدن به کمال انسان ها بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نازل شده است و انسان گرچه فلسفه و حکمت آن را نداند، ولى باید به آنها عمل کند.

مخاطب سه سلام آخر نماز

      * مخاطب سه سلام آخر نماز چه کسانى مى باشند؟

          * جمله: (السلام علیک ایها النبى...) خطاب به پیامبر گرامى اسلام مى باشد. هم چنان که قرآن به آن سفارش کرده است (احزاب،56).

جمله: السلام علینا... خطاب به خود ما (به ویژه در نماز جماعت) و بندگان نیکوکار خدا است; مسلمانان، در هر نمازى پیوند دوستى با همه بندگان نیکوکار خدا را به خود تلقین مى کنند و درود صلح را بر بندگان نیکوکار مى فرستند.

و جمله: السلام علیکم و رحمة الله... بنابر یک نقلْ خطاب به انبیا، ملائکه و امامان معصوم مى باشد که نمازگزار آنان را در ذهنش مجسم مى نماید و بر آنان درود مى فرستند. یا خطاب به جمیع مؤمنان است; یعنى سلام و رحمت و برکات خداوند برشما مؤمنان.

فلسفه نشستن و برخاستن در نماز

     * فلسفه نشستن و برخاستن در نماز چیست؟

          * آن چه در فلسفه ایستادن در نماز مى توان بیان کرد این است که: ایستادن، اشاره به توحید افعالى دارد; یعنى «عبد» در برابر حقِّ مطلق و مقام قیّومیّت، قیام کرده است; به گونه اى که نمازگزار خود را در محضر حق، حاضر مى بیند و در عالمى که محضر ربوبیت خداوند است خود را از حضّار مجلس و از کسانى که در پیشگاه خداوند مؤدبانه ایستاده اند، مى داند; نمازگزار با تمام وجود چنین احساسى داشته و اهمیت مناجات با حق تعالى را کاملا درک مى کند. امام باقر(علیه السلام)مى فرماید: پدرم (امام سجّاد(علیه السلام)) وقتى به نماز مى ایستاد گویى شاخه درخت بود که جز آن چه باد از او به حرکت درآورد چیزى از او تکان نمى خورد.

          امام زین العابدین(علیه السلام) مى فرماید: از حقوق نماز ]که باید رعایت شود[ عبارت از این است که بدانى نماز ورود به محضر خدا است و بدانى که هنگام نماز در پیشگاه خدا ایستاده اى و... .

          آن چه در بیان فلسفه نشستن در نماز ]که همان تشهد است [مى توان گفت این است که: نمازگزار هنگام ورود به نماز در اذان و اقامه، شهادت به وحدانیت و رسالت و امامت مى دهد و در تشهد ـ هنگام خروج از نماز که در واقع خروج از فنا به بقا و از خودخواهى به خداخواهى است ـ در واقع یادآورى این حقیقت را دارد که نمازْ رسیدن به توحید حقیقى و شهادت به وحدانیت خداوند است و سرّ «اولیت» نماز که همان ایستادن در پیشگاه خداوند و سرّ نشستن که همان رسیدن به خداوند (تقرب به پروردگار) و شهادت به یکتایى او است، همه اش براى او است، چون همه چیز او است: (هُوَ الاَْوَّلُ وَ الاَْخِرُ وَ الظَّـهِرُ وَ الْبَاطِن); اول و آخر و پیدا و پنهان او است. ایستادن آغاز، سفر براى خدا و نشستن اوج تعظیم و کرنش براى حرکت به سوى او است: (کَمَا بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ); همان گونه که در آغاز شما را آفرید باز مى گردید. پس در همه حالات (ایستادن یا نشستن) شایسته است، مقصد فراموش نشود و حقیقت وحدانیت و الوهیت حق تمام وجود نمازگزار را بگیرد و قلبش را در این سفر معراجى، خدایى کند، تا شهادتش حقیقت پیدا کند و از نفاق و شرک منزه گردد. شهادتى که در حال ایستادن هنگام اذان و اقامه گفته مى شود، شهادت قبل از سفر است و شهادتى که در حال نشستن در تشهد گفته مى شود، شهادت پس از سفر است. پس خوب است انسان بر این حالت خویش که مقام قرب الهى است مواظبت کند، تا همیشگى باشد.

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: تشهد، ستایش خداوند بلند مرتبه است.

          آن چه از فلسفه ایستادن و نشستن در نماز گفته شد، تنها بخش بسیار کوچکى از آن است.

ذکر سجده واجب قرآن

    * سجده هاىواجب باچه علامتى مشخص شده است؟ آیاباید به طرف قبله انجام داد؟ در سجده چه ذکرى باید گفته شود؟

          * در برخى قرآن ها، سجده هاى واجب با علامت «سجده واجبه»، در کنار صفحه قرآن، روبه روى آیه سجده، مشخص شده است امّا در برخى قرآن ها مشخص نشده است و انسان باید موارد و احکام آن را طبق نظر مرجع تقلید خود یاد بگیرد و در قرآن خود مشخص نماید تا در وقت تلاوت، سجده واجب از او فوت نشود.

          در سجده واجب قرآن روبه قبله بودن لازم نیست و یک سجده کفایت مى کند.آیه یا دعاى خاصى واجب نیست، بلکه بنابر نظر مبارک حضرت امام خمینى: «هرگاه انسان، در سجده واجب قرآنى، پیشانى را به قصد سجده بر زمین بگذارد، اگر چه ذکر نگوید، کافى است و گفتن ذکر، مستحب است و بهتر است بگوید:

(لا اله الاّ اللهُ، حقّاً حقّاً، لا اله الاّ اللهُ ایماناً و تصدیقاً، لا اله الاّ اللهُ، عبودیةً و رقّاً، سجدتُ لک یا ربِّ تعبّداً و رقّاً، لامستنکفاً و لامستکبِرًا بَلْ اَنَا عبدٌ ذلیلٌ خائفُ مستجیرٌ.)

علت سجده واجب قرآن

     * چرا هنگام قرائت تعدادى از آیات قرآن باید سجده کنیم؟

          * مهم ترین علتى که براى سجده در چهار سوره سجده دار مى توان ذکر کرد، سنت اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) است; یعنى روایت هایى که از امامان معصوم(علیهم السلام) صادر شده است:

          ابوبصیر از حضرت امام صادق(علیه السلام)روایت کرده که فرمود: اگر چیزى از آیات عزایم چهارگانه (آیات سجده دار در چهار سوره علق، نجم، تنزیل سجده، حم سجده) خوانده شد و تو آن را شنیدى، بى درنگ سجده کن; در هر حال که باشى; چه بدون وضو، چه جُنُب و چه زنى که در حال بى نمازى (حیض) است، امّا در سایر آیات سجده دار قرآن (غیر از چهار سوره مذکور) اختیار دارى سجده کنى یا نکنى.

          از این حدیث شریف چند نکته به دست مى آید:

          1. بعد از تلاوت یا شنیدن آیات سجده دارِ واجب، امر به سجده شده و فوراً باید سجده کرد;

          2. در سجده هاى واجب (آیات سجده دار) داشتن وضو، جنب نبودن و حایض نبودن زن شرط نیست;

          3. سجده در آیات سجده دارِ غیر از چهار سوره مذکور، مستحب است و انسان مى تواند آن را انجام دهد یا ترک کند.

          مهم ترین حکمت سجده هاى مستحب نیز تعبد و روایت هاى معصومین(علیهم السلام) است.

 

سجده هاى واجب و مستحب قرآن

   * سجده هاى واجب ومستحب درقرآن کریم کدامند؟

          * در هر یک از چهار سوره: نجم، آیه آخر; علق، آیه آخر; سجده، آیه15 و فصّلت، آیه37 یک آیه سجده است که اگر انسان بخواند یا گوش کند، بعد از تمام شدن آن آیه باید فوراً سجده کند.«با (نجم)ستاره سوره فُصِّلتْ را(اقرأ)بخوان وسجده کن.»

کلمه هایى که زیر آن خط کشیده شده، اسم سوره هاى سجده دار است.

سوره هایى که سجده مستحب دارند عبارتند از: اعراف، رعد، نحل، اسراء، مریم، حج (دو سجده)، فرقان، نمل، انشقاق و برخى سوره ص را نیز به این سوره ها ملحق کرده اند

به سجده هاى مستحب، سجده هاى مندوبه هم مى گویند.

حکم سجده بر روى قرآن

      * چرا وقتى که قرآن را باز مى کنیم یا مى بندیم، آن را مى بوسیم و چرا نباید برروى قرآن سجده کرد؟

          * احترام به نمادهاى دینى، هم شیوه هاى متعددى دارد و هم در میان پیروان تمامى ادیان وجود دارد. مسلمانان نیز براى احترام گذاشتن به کتاب الهى خویش که از نمادهاى دینى ایشان است، از ابتدا رفتارى محترمانه داشته اند که از آن جمله بوسیدن آن است. بوسیدن قرآن در فرهنگ ما نشان احترام نهادن ما به این کتاب گران قدر و مفاهیم عمیق آن است که از ابتدا بوده و ادامه دارد. اما این که بر قرآن نمى شود سجده کرد چون در روایت هاى ما، گذاشتن چیزى روى قرآن خلاف ادب دانسته و نهى شده است و گذاشتن پیشانى برروى قرآن به عنوان سجده نیز چون احتمال نوعى بى ادبى را به همراه دارد، تجویز نشده است.

فلسفه خواندن نماز به زبان عربى

       * چرا نماز را به عربى مى خوانیم؟

          * 1. به عربى خواندن نماز یکى از نشانه هاى جهانى بودن دین اسلام است که همه انسان ها باید در پیشگاه خداوند متعال با یک زبان تکلم کنند و این رمز وحدت و نشانه یگانگى مسلمانان است; افزون بر این خواندن نماز به یک صورت معین، آن را از خطر تحریف و آمیخته شدن به خرافات و مطالب بى اساس ـ که بر اثر مداخله افرادِ غیر متخصص به هنگام ترجمه آن به زبان هاى دیگر رخ مى دهد ـ نگاه مى دارد و به این وسیله روح این عبادت محفوظ مى ماند.

2. وجوب عربى خواندن نماز در ذکرهایى است که واجب است. بنابراین در ذکرهاى مستحب و دعاهایى مستحبى که مثلا در قنوت خوانده مى شود، نظر مراجع معظم تقلید فرق مى کند و بعضى از آنان خواندن این ذکرها را با زبان غیرعربى هم جایز مى دانند.

حکم خواندن ترجمه نماز درقرائت

      * آیا در قرآن کریم، درباره مسلمانانى که به زبان عربى آشنایى ندارند، آمده است که ترجمه نماز را بگویند یا خیر؟ آیا صحیح است که شخص، نماز بخواند و نداند چه مى گوید؟

          * چنین مطلبى در قرآن نیامده است، بلکه مراجع معظم تقلید تصریح دارند: مکلف (عرب و غیرعرب) باید تمام ذکرهاى نماز را صحیح و به صورت عربى تلفظ کند و اگر مکلف، الفاظ عربى را نمى داند، باید یاد بگیرد و افرادى که قدرت یادگیرى کلمات را ندارند، بیشتر از توان یادگیرى آنها خواسته نشده و معذور مى باشند.علت عربى خواندن نماز در پرسش بعدى خواهد آمد.

          شایان ذکر است که بین اصول عقاید و اعمال تعبدى (مانند: نماز، روزه، حج و...) فرق است، چرا که باید همه افراد (عرب و غیرعرب) به اصول عقاید اسلام آگاهى و فهم کامل داشته باشند، امّا در اعمال تعبدى، این آگاهى و فهم شرط نیست; در امور تعبدى، شخص بعد از پذیرش الوهیت خدا و... با دلیل و برهان، خود را موظف به بندگى مى داند و اوامر را آن گونه که دستور داده شده انجام مى دهد.

          بنابراین، صحت نماز، منوط به دانستن معناى آن نیست و دانستن معناى آن باعث بهره مندى بیشتر از نماز و توجه به خدا مى شود و یاد گرفتن معناى نماز که در یک صفحه کتاب خلاصه مى شود، به قدرى ساده و آسان است که ممکن است آن را در یک ساعت، براى تمام عمر یاد گرفت.

فلسفه اختلاف تعداد رکعت هاى نمازها

     * فلسفه اختلاف تعداد رکعت هاى نمازها چیست؟

          * در مورد فلسفه احکام، به طور کلّى و اختلاف در عدد رکعت نمازها، به طور خاصّ، باید به موارد ذیل، توجه شود:

1ـ همه اَحکام الهى، داراى حکمت بوده و بر اساس مصلحت یا دفع مفسده است، ولى ممکن است براى ما مشخَّص نباشد.

2ـ اَحکام دین، دو دسته اند: الف) فلسفه و حکمت آنها بیان شده است; مانند نماز (عنکبوت، آیه45) و شراب (مائده، آیه91). ب) فلسفه آن بیان نشده است; مانند اختلاف رکعت نمازها.

3ـ این که سبب بیان نشدن علل و حکمت هاى بعضى از اَحکام مانند اختلاف عدد رکعت نمازها چیست، چند احتمال وجود دارد:

الف) براى امتحان بندگان، و معلوم شدن این که آیا بدون چون و چرا، از او اطاعت مى کنند یا نه، باشد; مانند عدد فرشتگان نگهبان جهنم که به تصریح قرآن براى امتحان است(مدثر، آیه30و31).

ب) فواید و آثار بعضى احکام، تنها مربوط به این دنیا نیست تا ما بتوانیم به آن پى ببریم، بلکه بسیارى از آنها، در جهان آخرت تأثیر دارد و ما، تا خود وارد آن جهان نشویم، نمى توانیم به آثار آنها دست یابیم.

ج) اگر پزشک بگوید از این قرص، صبح دو عدد، ظهر و عصر و عشا، چهار عدد و مغرب، سه عدد بخورید، آیا سبب این دستور را مى پرسیم؟ سبب نپرسیدن، این است که ما، به او اعتماد داریم و مى دانیم، حتماً به نفع ما دستورى را داده است; این که خداوند نماز صبح را دو رکعت و ظهر، عصر و عشاء را چهار رکعت و نماز مغرب را سه رکعت قرار داد، نیز ازهمین قبیل است.

عدم ذکرجزئیات نمازدرقرآن

    * چرا جزئیات نماز در قرآن کریم ذکر نشده است؟

          * 1. قرآن کریم کتاب هدایت و راهنمایى انسان ها به سوى کمال است (بقره، آیه2). قرآن فقط کتاب احکام یا عقاید و... نیست که به تمام جزئیات مسائل فقهى و احکام شرعى و... بپردازد.

          2. قرآن کریم، با توجّه به سخنان و روایات پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) و اهل بیت گرامى آن حضرت(علیهم السلام) تفسیر مى شود; چنان که خداوند متعال مى فرماید: (...وَ أَنزَلْنَآ إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ); ... و ما این ذکر ]قرآن[ را بر تو نازل کردیم، تا آن چه به سوى مردم نازل شده است، براى آنها تبیین کنى، شاید اندیشه کنند.

          بنابراین، تبیین جزئیات و بازگو کردن مسائل ریز عبادى و فقهى و... بر عهده پیامبر و امامان معصوم(علیهم السلام)است که فقها، دانشمندان اسلامى و کارشناسان مباحث اسلامى، با توجّه به منابع اسلامى (کتاب، سنت، عقل و اجماع) مسائل شرعى و اسلامى را استخراج مى کنند مثلاً وقتى به وسیله آیات، نماز بر پیامبر واجب مى شود، پیامبر(صلى الله علیه وآله) به نماز مى ایستند و مى فرماید: ببینید من چگونه نماز مى خوانم شما هم همین گونه نماز بخوانید.

واجبات نماز

واجبات نماز، یازده چیز است :

اول : نیّت
دوم : قیام
سوم : تکبیرة الاحرام ، یعنى اللّه اکبر گفتن در اول نماز
چهارم : رکوع
پنجم : سجود
ششم : قرائت
هفتم : ذکر
هشتم : تشهد
نهم : سلام
دهم : ترتیب
یازدهم : موالات ، یعنى پى در پى بودن اجزاى نماز.

بعضى از واجبات نماز، رکن است و بعضى دیگر غیر رکن .


ارکان نمازنیّت قیام تکبیرة الاحرام رکوع سجود دو سجده

غیر ارکان نمازقرائت ذکر تشهدسلام ترتیب موالات فرق بین ارکان نماز و غیر ارکان


اگر انسان ارکان نماز را بجا نیاورد و یا اضافه کند، عمداً باشد یا اشتباهاً، نماز، باطل است ، ولى غیر ارکان را اگر اشتباهاً کم یا زیاد کند، نماز باطل نیست .

شیوه‏های جذب افراد به نماز

 با توجه به شیوه‏های موفق تبلیغ دین از سوی خداوند و اولیای او،بهترین شیوه جذب به

نماز همان شیوه ائمه دین است. در این قسمت، قصد نداریم که با ارائه یک شیوه واحد،

همگان را به نماز و عبادت جذب کنیم؛ زیرا این کار عملاً انجام شدنی و موفقیت‏آمیز

نیست.برای جذب دیگران به نماز، باید دو مسئله را در نظر داشت: یکی، نیاز ما که به

شناخت و اطلاعات ما برمی‏گردد و دیگری، مخاطب ما که در حقیقت، تعیین کننده شیوه

عمل ما در برابر اوست.برای جذب افراد به امور معنوی از جمله نماز، توجه به این نکته‏ها

ضروری است:

الف) شناسایی هدف 

ما تا هدف را مشخص نکنیم، نمی‏توانیم برنامه متناسب بان آن را اجرا کنیم. با مروری

اجمالی درمی‏یابیم که در دین، هدف از نماز تنها به جا آوردن آن نیست، بلکه هدف،

اقامه ستون دین است؛ چه بسا آیات و روایت‏هایی که نمازگزاران را شایسته سرزنش و

تهدید به آتش کرده‏اند. بنابراین، تزیین فضای ظاهر جامعه به نماز کافی نیست؛ زیرا

اسلام از نمازگزاران خود، ضربه‏های بسیار سنگینی خورده است تا از دشمنان بیرونی

خود. 

ب) شناسایی کامل مخاطب

 ما برای موفقیت در جذب، باید آگاهی‏های کافی در مورد جنس، موقعیت سنی،

گرایش‏های فرهنگی خانواده، وضعیت روحی و شرایط کنونی فرد داشته باشیم و نیز راه و

شیوه ارتباط با او را دریابیم. برای مثال، شخصی که تصور غلطی ازدین و نماز دارد و با

دیده نفرت به آن نگاه می‏کند، حدیث و آیه در او چندان تأثیری ندارد، بلکه باید به سخنان

معقول وحکیمانه بزرگان دین که موافق طبع اوست، استناد کرد. هر چند افرادی نیز

هستند که هرگز قابل هدایت نیستند. ازاین رو، نباید خیلی درصدد جذب آنان باشیم،

بلکه باید با پی‏آمدهای منفیِ افکار و افکار آنها مبارزه کنیم.

 قرآن به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید: 

فَذَرْهم یَخوضوا وَ یَلْعَبوا حَتّی یلاقوا یَوْمَهُمْ الّذی یوُعدون (زخرف:83)

 پس رها کن آنان را تا اینکه (در گناه و مادیات) فرو روند و به بازی دنیا مشغول شوند تا

اینکه ملاقات کنند روزی که وعده داده شده‏اند.


آشنایی با تاریخچه نماز جمعه در انقلاب‌اسلامی

اولین نماز جمعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 5 مرداد سال 1358 برگزار شد

روز جمعه 5 مرداد سال 1358 برابر با سوم ماه مبارک رمضان سال 1399 قمری، اولین نماز جمعه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به امامت مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی در دانشگاه تهران برگزار شد.

امام خمینی (ره) چند روز قبل از این تاریخ این مهم را به ایشان سپردند و حکم برپایی و اقامه نماز جمعه را صادر فرمودند.

واگذاری این تکلیف عظیم و سنگین توسط رهبر فرزانه انقلاب در حساس‌ترین برهه از زمان انقلاب اسلامی بر عهده آیت الله طالقانی که زبان گویایی برای باز گویی حقایق و رسوا نمودن دشمنان انقلاب داشت، امر خطیری بود.  

جمعیت انبوه و میلیونی که از نخستین ساعات بامداد این روز از نقاط مختلف شهر تهران به دانشگاه و خیابان‌های اطراف هجوم آورده بودند با مشاهده امام جمعه، تکبیر گویان، حمایت خود را از رهبری امام خمینی (ره) و نهضت الهی ایشان اعلام داشتند.

با آغاز اقامه نماز جمعه، گروهک‌های مغرور و منافق که برای فریفتن مردم و برای واژگون نشان دادن مسائل و به انحراف کشیدن انقلاب، دست به تبلیغات بسیار عظیم و خطرناک و حساب شده زده بودند، ناگهان با یک معجزه بزرگ الهی و اسلامی روبرو شدند و نقشه‌های خود را نقش بر آب دیدند.

اتحاد و اجتماع صفوف نماز جمعه، توطئه‌های حساب شده و ترتیب یافته منافقان را خنثی کرد و حیله و تزویر آنان را در هم شکست. 

شیاطین و منافقین در همه جا راه یافتند اما در صفوف به هم پیوسته نماز رسوخ پیدا نکردند.سرانجام از همین صفوف نماز جمعه بود که مشت‌های گره کرده به سوی منافقان و احزاب و گروهک‌های مغرور و مستکبر و از خدا بی‌خبر نشانه رفت و آنان را متواری و نابود ساخت.

                

نماز جمعه پس از پیروزی انقلاب همواره محلی برای هوشیاری و آگاهی بخشی به مردم و نیز مکانی برای تزکیه نفس و خشوع و خضوع در برابر ذات خداوندی بوده است.

نمازی که برگشت می خورد!

بعضی از نمازها نیمی از آن پذیرفته می‌شود، بعضی، یک سوم آن، برخی یک چهارم و بعضی یک پنجم تا آنجا که برخی یک دهم آن قبول می‌شود. 


نماز

نقش و اهمیت نماز در دین نشان دهنده عظمت و استحکام این حبل متین و ریسمان استوار میان زمین و آسمان است. ریسمان دیگر اعمال ارزشی برای صعود انسان به افق بلند سعادت کافی نیست; ولی نردبان نماز، افزون بر آن که به تنهایی وسیله عروج است، می تواند ثقل و سنگینی بقیه اعمال را نیز متحمل گردد. این حقیقت به جوهره نماز باز می گردد و با عدالت خداوند هیچ گونه ناسازگاری ندارد .

 

ماجرای نمازی که بر صورت صاحبش زده می‌شود

در ادبیات عرفانی و عبادی بین دو مفهوم «مقبول» و «صحیح» تفاوت بسیاری وجود دارد و هر کدام از این مفاهیم دارای مراتبی است .

 

نماز مقبول

«نماز مقبول» آن است که با خضوع و خشوع به‌جا آورده شود و آداب ظاهری و باطنی در آن مراعات شود. این نماز موجب تزکیة نفس و پاکی روح و روان می‌شود و تأثیر تربیتی و اخلاقی فراوانی دارد.

از این‌رو چنین نمازی را نماز اخلاقی نیز می‌گویند؛ نمازی که فرشتگان آن را با درخشندگی خاصی به پیشگاه خداوند متعال می‌برند و پروردگار عالم این نماز را می‌پذیرد.

 

نماز صحیح

نماز صحیح، موجب رفع تکلیف می شود و به سبب آن انسان در جهان آخرت مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد. چنین نمازی را نماز فقهی نیز می‌گویند. نمازی که فرشتگان آن را در حالی که نورانیت و درخششی ندارد، به محضر ربوبی می‌برند و مورد قبول خداوند قرار نمی‌گیرد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«ان من الصلوه لما یقبل نصفها و ثلثها و ربعها و خمسها الی العشرون ان منها لما یلف کما یلف الثوب الخلق فیضرب لها وجه صاحبها و ان ما لک من صلوتک الا ما اقبلت علیهه بقلبک ؛ (سرّ الصلوة، ص50)

بعضی از نمازها نیمی از آن پذیرفته می‌شود، بعضی، یک سوم آن، برخی یک چهارم و بعضی یک پنجم تا آنجا که برخی یک دهم آن قبول می‌شود و بعضی از نمازها همچون جامه کهنه پیچیده و بر صورت صاحبش زده می‌شود و نمازگزار بهره‌ای از نمازهایش نمی‌برد، مگر به اندازه‌ای که در هنگام خواندن آنها به خداوند توجه داشته است.»

در میان تعقیبات نماز،‌تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) خیلی فضیلت دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تسبیح جده‌ام حضرت زهرا(سلام الله علیها)، بعد از نمازهای روزانه، نزد من از هزار رکعت نماز در هر روز برتر و محبوب‌تر است.

نمازی که با حضور قلب خوانده شود، ارزشمند و بسیار با اهمیت است. ممکن است در بعضی از نمازها شخص نتواند خشوع در آن را مراعات کند.

در چنین مواقعی نمازگزار با رعایت خضوع ظاهری و به‌جا آوردن مستحبات، نظیر گفتن اذان و اقامه و خواندن ذکرهای اضافه بر ذکر اصلی در رکوع و سجده‌ها که در رساله‌های عملیه و کتب ادعیه آمده است، می‌تواند قبولی نماز خود را فراهم آورد. نمازگزار می‌‌‌‌تواند بعد از نماز با ذکر صلوات بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)و خواندن تعقیبات؛ یعنی دعاهایی که بعد از نمازهای یومیه وارد شده است، بخشی از کاستیهای نماز خود را جبران کند. آن‌گاه آن نماز را به خداوند متعال عرضه نماید تا پروردگار با فضل و کرم خود آن را بپذیرد.

 

ذکری که از هزار رکعت نماز بالاتر است

در میان تعقیبات نماز، ‌تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) خیلی فضیلت دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تسبیح جده‌ام حضرت زهرا(سلام الله علیها)، بعد از نمازهای روزانه، نزد من از هزار رکعت نماز در هر روز برتر و محبوب‌تر است.

در مورد تعقیبات نماز، از آیت‌الله حصه‌ای(ره) یکی از علمای اصفهان تشبیه زیبایی نقل شده است. ایشان نماز را به بادباک کاغذی تشبیه می‌کردند و می‌گفتند: وقتی بادبادک دنباله‌ نداشته باشد به آسمان نمی‌رود. نمازی هم‌ که تعقیب نداشته باشد به عالم ملکوت نمی‌رود.

 

چگونه نمازی مورد قبول خداوند واقع می شود؟

به طور کلی قبولی عبادات به خصوص نماز مراحل بلکه شرایطی دارد. زیرا: گاهی عبادت صحیح است ولی رشدآور نیست مثل دارویی که شفابخش نیست.

نماز خواندن

در آیات و روایات شرایط و مراحل قبولی عبادات شش چیز ذکر شده که عبارتند از:

1- شرط اعتقادی؛ 2 -شرط ولائی؛ 3 - شرط اخلاقی؛ 4 – شرط اقتصادی؛ 5 - شرط اجتماعی؛ 6 - شرط بهداشتی.

شرط اعتقادی:

نمازگزار باید ایمان به خدا داشته باشد. قرآن در سوره نحل آیه 97 می‏فرماید: «عمل صالح از زن و مرد با ایمان است که موجب زندگی پاک می‏شود.» و در سوره مائده آیه 93می‏فرماید: «نداشتن ایمان مایه ثباتی اعمال است.»

شرط ولائی:

یعنی برخورداری از ولایت و رهبری صحیح و آسمانی همچون امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) و فرزندان آن حضرت که همه بندگان خدا و بندگی‏ها، نماز، حج و جهاد را در مسیر الهی قرار می‏دهد و به آنها جهت شایسته می‏بخشد. در حدیث است که امام باقر(علیه السلام) فرمود: «کسی که به خدا ایمان دارد و عبادت‏های طاقت فرسا انجام می‏دهد ولی امام لایقی از طرف خدا ندارد ، تلاش بی‏فایده است.» (وسائل الشیعه ، ج 1، ص 90)

شرط اخلاقی(تقوا):

خدا تنها از اهل تقوا می‏پذیرد مثل داستان فرزندان حضرت آدم که هر دو قربانی کردند؛ ولی قربانی یکی پذیرفته شده و دیگری نه.

شرط اقتصادی: ادای حق مردم؛

ادای حقوق محرومان در درجه‏ای از اهمیت است که گاهی قبولی عبادت بستگی به آن دارد. پرداختن زکات با داشتن درآمد مشروع از این نمونه‏هاست. امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «هر کسی نماز بخواند ولی زکات نپردازد نمازش قبول نمی‏شود.» (بحارالانوار ،ج 96 ،ص 12)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نماز فرزندانی که با خشم به پدر و مادر خود نگاه می‏کنند ،قبول نمی‏شود گرچه والدین، نسبت به آنان کوتاهی و ظلمی کرده باشند .»

شرط اجتماعی:

خیرخواهی نسبت به دیگران، حفظ پیوندهای اجتماعی و اخوت میان مسلمانان و روابط شایسته و نیکو میان پیروان اسلام حایزاهمیت است.

شرط خانوادگی:

خوشرفتاری در امور خانوادگی و رعایت حقوق متقابل زن و شوهر، فرزند و پدر و نیز همسایگان را چنان مهم دانسته که بی‏توجهی به آنها گاهی باعث بطلان عبادات می‏گردد.

در این زمینه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نماز فرزندانی که با خشم به پدر و مادر خود نگاه می‏کنند، قبول نمی‏شود گرچه والدین، نسبت به آنان کوتاهی و ظلمی کرده باشند.» (اصول کافی، ج 2ص 349)

همچنین پیامبر اسلام(ص) فرمود: «هر کس زن بد رفتار و اذیت کننده‏ای داشته باشد، خداوند نماز و کارهای نیک آن زن را نمی‏پذیرد، مرد نیز چنین است.»(وسائل الشیعه ، ج 14، ص 116)

آری وقتی ما از نردبان نماز به معراج می‏رویم که پایه‏های آن روی زمین محکم باشد؛ ولی اگر روی یخ لغزنده یا زمین سست قرار داده شود بالا رفتن را مشکل یا غیر ممکن می‏سازد. پس قبولی عبادات به خصوص نماز با شرایط و مراحل ذکر شده امکان‏پذیر است.

 

نشان قبولی

در حدیث است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: « هر کس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه، پس هر قدر که نمازش او را از گناه بازداشته به همان اندازه نمازش قبول شده

است.» (بحارالانوار ،ج 82، ص 198)

ارزش و اهمیت نماز

ارزش و اهمیت نماز «بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست.

نماز از ارکان بسیار مهم اسلام است که بپا داشتن آن

باعث رضایت و خشنودی خدا می‌گردد.                        

نماز عامل اتصال و ارتباط بندگان با خداست. رابطه‌ای که نباید هیچگاه گسسته شود و تا آخرین لحظه عمر باید پابرجا بماند. 

پیامبر اکرم «صلی ‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم» می‌فرمایند:       
«خداوند نماز را نور چشم» من قرار داده و آنرا محبوب من ساخته است آنطور که گرسنه را بر طعام و تشنه را به آب مشتاق کرده است. 
(از اینهم بالاتر) انسان گرسنه وقتی غذا می‌خورد سیر می‌شود و هنگامیکه تشنه و آب می‌نوشد سیراب می‌گردد ولی من هیچگاه از نماز سیر نمی‌شوم . 
و نیز فرمود، «اولین عمل بنده که روز قیامت بدان رسیدگی می‌شود نماز اوست و اگر پذیرفته شد بقیه اعمال او نیز بررسی می‌شود ولی اگر نمازش پذیرفتم نشد به اعمال دیگرش هم وقعی نمی‌نهند. 

به جز آنچه که از آیات و احادیث درباره نماز نقل شده، رفتار اولیاء خدا نیز اهمیت و جایگاه آن را بیان می‌کند. نماز جزء برنامه انبیاء بوده است. 

حضرت عیسی (علیه‌السلام) در گهواره هم می‌گوید خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است: 
(و اوصانی بالصلوه و الزکوه مادمت حیا) 

امام حسین (علیه‌السلام) حتی ظهر روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نکرد. 

حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) همسر و کودک خویش را در بیابان‌های داغ مکه، که آن هنگام هیچ آب و گیاهی نداشت، مسکن داد و گفت: 
خدایا، تا نماز به پا دارند: 
انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع ربنا لیقیموا الصلاه 

پیشوایان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ خود را می‌باختند و می‌فرمودند: 
وقت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه و درگاه الهی است . 

گرچه بعضی نماز را به طمع بهشت یا ترس از عذاب جهنم می‌خوانند، اما امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نماز را نه برای تجارت یا سپری در مقابل آتش، بلکه بخاطر شایستگی خدا برای عبادت، انجام می‌دهد . 
نماز سبب آمرزش گناهان و زدودن آثار لغزش‌هاست.

آثار نماز جماعت

بزرگترین اثر معنوی نماز جماعت، همان پاداش الهی است که گفته شده است. 

شبی امام علی علیه‌السلام تا سحر به عبادت مشغول بود. چون صبح شده نماز صبح را به تنهایی خواند و استراحت کرد. 
پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم که آن حضرت را در جماعت صبح ندید و به خانه او رفت. 
حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) از شب زنده‌داری علی (علیه‌السلام) و عذر او از نیامدن به مسجد سخن گفت. پیامبر فرمود: پاداشی که بخاطر شرکت نکردن در نماز جماعت صبح، از دست علی علیه‌السلام رفت و بیش از پاداش عبادت تمام شب است. 

آثار اجتماعی

نماز جماعت و مقدمه وحدت صفوف و نزدیکی دلها و تقویت کننده روح اخوت و برادری است. 
نماز جماعت، بهترین، بیشترین و پاکترین اجتماعات دنیاست و نوعی بازدید و آگاهی از مشکلات و نیازهای یکدیگر و زمینه‌ساز تعاون اجتماعی بین آحاد مسلمین است. 

آثار سیاسی

نماز جماعت، نشان‌دهنده قدرت مسلمین و الفت دلها و انسجام صفوف است. 
تفرقه‌ها را می‌زداید و بیم در دل دشمنان می‌افکند. منافقان را مأیوس می‌سازد و خار چشم بدخواهان است. 
نماز جماعت نمایش حضور در صحنه و پیوند امام و امت است. 

آثار اخلاقی و تربیتی

در نماز جماعت، افراد در یک صف قرار می‌گیرند و امتیازات موهوم صنفی و نژادی و زبانی و مالی و... کنار می‌رود و صفا و صمیمیت و نوعدوستی در دلها زنده می‌شود و مؤمنان، با دیدار یکدیگر در صف عبادت و احساس دلگرمی و قدرت و امید می‌کنند. 

نماز جماعت، عامل نظم و انضباط و صف بندی و وقت‌شناسی است. روحیه فردگرایی و انزوا و گوشه‌گیری را از بین می‌برد و نوعی مبارزه با غرور و خودخواهی را در بر دارد. 

به خاطر اینهمه آثار است که به نماز جماعت اینقدر توصیه شده است و حتی نابینایی وقتی از حضور پیامبر اکرمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم اجازه خواست که به مسجد نیاید و آن حضرت فرمود: از خانه تا مسجد ریسمانی ببند و به کمک آن، خود را به نماز جماعت برسان . 

از طرف دیگر، برخورد شدید نسبت به کسانی که به نماز جماعت اهمیت نمی‌دهند و نشان دیگری بر اهمیت و سازندگی آن است. در حدیث است که به چنان کسان همسر ندهید. و معرف آنان نشوید.

نماز و روزه در محل تحصيل بنا بر نظر مراجع تقليد، چه حكمي دارد ؟

اگر فاصله دو سفر كمتر از ده روز باشد و اين كار هميشگي باشد، بنابر فتواي امام خمینی نماز او شكسته است. 

بنابر فتواي آقاي آيت الله العظمی اراكي اگر حداقل سه ماه كارش چنين است كه برود و برگردد، نماز او در سفر اول شكسته ودر سفرهاي بعدي تمام است. 
بنابر فتواي آيت الله العظمی فاضل: نماز به احتياط واجب شكسته است. 
بنابر فتواي آيت الله العظمی مكارم: در خوابگاه و محل درس نماز تمام و روزه صحيح است و در بين راه نماز شكسته است. 
بنابر فتواي آيت الله العظمیبهجت: در سفر اول نماز شكسته و در سفرهاي بعدي تمام است. 
بنابر فتواي آيت الله العظمی خامنه اي: اگر درس شغل او حساب ميشود، در غير سفر اول نماز او تمام است. 

تاثیر نماز بر فشار خون

افزایش فشار خونیكی از شایع ترین دلایل مراجعه به پزشك در سرتاسر دنیاست. به علت عوارض خطرناك و متعددی كه این بیماری برای بسیاری از اعضای بدن از جمله قلب، مغز، كلیه و چشم و .. دارد، سعی و اهتمام فراوانی در دانش پزشكی برای پیشگیری و كنترل این بیماری وجود دارد
در تمامی منابع معتبر علمی، برای پیشگیری از ابتلا به افزایش فشار خون و همچنین كنترل تعداد زیادی از بیماران كه افزایش فشار خونی در حد خفیف یا متوسط دارند، رعایت برخی اصول و استفاده از درمان های غیر دارویی توصیه می شود. درمان های غیر دارویی ضمن آن كه هزینه چندانی را بر بیمار تحمیل نمی كنند، در پایین آوردن فشار خون و ممانعت از بروز و پیشرفت آن مؤثرند.
چهار درمان اولیه و بسیار مهم غیر دارویی كه در منابع جدید علمی برای كنترل فشار خون مورد توجه قرار می گیرند ، عبارتند از:
1 . كاهش اضطراب و استرس
2 . كاهش یا عدم مصرف الكل
3 . كم كردن وزن
4 . انجام ورزش های سبك به طور منظم در شبانه روز 
اما با توجه به نقش بسیار مهمی كه نمازهای واجب یومیه، در ایمن كردن انسان در مقابل استرس ها و مشكلات گوناگون زندگی ایفا می كنند( از جمله تأثیر نماز بر اضطراب كه در قسمت های بعدی مورد توجه قرار خواهد گرفت ) و نیز با توجه به الزامی كه نماز به شخص نمازگزار مبنی بر عدم مصرف مشروبات الكلی می دهد، می توان این امر را قدم مؤثری در پیشگیری و كنترل فشار خون تلقی كرد. 
از طرفی نماز با حركات موزون و قیام و قعود و ركوع و سجود منظمی توأم است كه قابل مقایسه با یك نرمش سبك روزانه مشابه آنچه كه در درمان های غیر دارویی فشار خون توصیه می شود، می باشد. همچنین اگر به یاد آوریم كه مسلمان نمازگزار، رو به قبله مكتبی نماز می خواند كه خدای آن مكتب از پُرخوری و شكم پارگی بیزار است و مثلاً "عالمان فربه و چاق را دشمن می انگارد " متوجه خواهیم شد كه هر چهار درمان غیر دارویی مذكور، برای كنترل و پیشگیری افزایش فشار خون، در ورای احكام نورانی نماز نهفته است. 

تأثیر نماز بر بیماری آسم

آسمیكی از شایع ترین بیماری های انسان است ، به طوری كه شیوع آن در طباطفال ، 5 تا 10 درصد كل كودكان تخمین زده می شود؛ و این بیماری در بسیاری از آنها تا بزرگسالی نیز ادامه پیدا می كند. بدین ترتیب كمتر كسی است كه در دوران زندگی خود با بیماران مبتلا به آسم ، برخورد نكند و شاهد مشكلات مختلف آنان از جمله تنگی نفس ،سرفه مداوم ، خس خس سینه و ... كه گاهی به صورت حمله های شدید بیماری تظاهر می كنند نباشد

تلقین سازنده و زندگی بخش توأم با نماز ، گهگاه باعث تسكین آسم یا پیشگیری از بروز حملات آن می شوند.
مطالعات علمی جدید بر گروه های سنی مختلف مبتلا به آسم ، نشان دهنده آن است كه در ایجاد بیماری آسم ، سه عامل برجسته ، مهمترین نقش را ایفا می كنند ، این سه عامل عبارت اند از : 
- میكروب هایی كه وارد دستگاه تنفسی انسان می شوند(عفونت ها (
- عواملحساسیتزا ، از جمله گرد و غبار ، دود سیگار ، گرده گیاهان که ممكن است این عوامل در مورد اشخاص مختلف متفاوت باشند
3- مسائل روانی از جمله اضطراب ، عصبانیت ، غم و شادی ، تحقیر، خنده و حتی انتظار خوشایند شركت در یك محفل اجتماعی مطلوب و به طور كلی استرس های حاد و مزمن . 
اما نقش عوامل روانی از دیدگاه دیگری نیز، توجه پزشكان را به خود ، جلب نموده است و آن تأثیر تلقین بر آسم است ، چرا كه در برخی از موارد، تلقین می تواند موجب تسكین حمله های آسم شود : یك مثال مشهور در این مورد ، مربوط به پزشكی است كه مبتلا به آسم بود و برای گذراندن تعطیلات آخر هفته ، به هتل دور افتاده ای، در یك منطقه ییلاقی رفته بود ، در نیمه های شب او با یك حمله شدید آسم از خواب بیدار شد و كورمال كورمال به جستجوی كلید برق برآمد و وقتی از پیدا كردن آن عاجز شد ، ناامید كفش خود را برداشت و قصد پنجره را كرد و وقتی وجود شیشه ای را احساس كرد ، آن را شكست و نفس های عمیقی كشید و حمله آسمی او متوقف شد و شب آرامی را گذراند. ولی صبح روز بعد ، او با حیرت زیاد دریافت كه به جای پنجره، آینه را شكسته است ! 
با توجه به این قبیل شواهد می توان آسم را نیز جزو بیماری های مورد بحث در طب روان تنی ، به شمار آورد و نتیجه گرفت كه چنانچه بیماران احساس امنیت روانی داشته باشند، قدم بزرگی در تسكین بیماری آنها برداشته شده است
همچنین عفونت ها كه خود یكی از عوامل برانگیزنده آسم می باشند به وسیله شستشوی مجرای تنفس در وضو تا حدی قابل كنترل هستند . این نكته را می توان در مورد سایر عوامل حساسیت زا ، مثل گرد و خاك و گرده گیاهان ( یعنی دومین عامل برانگیزنده آسم ) نیز به نحوی صادق دانست. اما آنچه كه در مورد تأثیر نماز بر آسم، غیر قابل انكار است، تأثیر تنش زایی نماز و احساس امنیت روانی عمیقی است كه بر اثر آن حاصل می شود و بی شك اثر التیام بخش بزرگی بر بروز سومین گروه از عوامل برانگیزنده آسم ، یعنی عوامل روانی می گذارد. به خصوص كه تلقین سازنده و زندگی بخش توأم با نماز ، گهگاه باعث تسكین آسم یا پیشگیری از بروز حملات آن می شوند . 
ضمنا دیدگاه ویژه نمازگزار به زندگی در دنیا و ثبات شخصیت او باعث می شود كه نمازگزار در مقابل افت و خیزهای غیر منتظره زندگی ، نه چندان شاد و نه چندان غمگین شود ، و در نتیجه به حذف آن گروه از تغییرات هیجانی كه مسبب تشدید آسم هستند ، از زندگی خود بپردازد. 

تأثیر نماز بر عفونت های گوارشی

عوامل عفونی مختلف اعم از باكتری ها، ویروس ها و انگل ها، می توانند باعث درگیری دستگاه گوارش انسان و مشكلات متعدد ناشی از آن شوند. این مشكلات می توانند از یك خارش ساده شبانه بر اثر ابتلا به نوعی انگل، تا اسهالهای وحشتناك تظاهر كنند. اما یكی از برجسته ترین مواردی كه در آن شعار معروف علم طب: " پیشگیری همیشه مؤثرتر از درمان است " صدق می كند، همین مورد عفونت های گوارشی است
دانش پزشكی، امروزه عامل انتقال بسیاری از عوامل عفونی را اصطلاحاً Fecal- Oral (مدفوعی ـ دهانی) شناسایی كرده است كه یك گروه عمده از این عوامل عفونی دارای این ویژگی هستندكه پس از اجابت مزاج بر روی دست باقی می مانند و بعداً در موقع غذا خوردن و از طریق دهان وارد بدن می شوند و ایجاد بیماری می نمایند . 
از این جهت امروزه در همه ممالك پیشرفته اولین اصل بهداشتی كه برای مقابله با عفونتهای گوارشی به همگان (به خصوص کودکان) آموزش داده می شود، شستشوی دست ها قبل از غذا خوردن و پس از اجابت مزاج است و به این ترتیب تأثیر نظافت دست ها در پیشگیری از گروه زیادی از بیمارهای عفونی، باور نكردنی است.
فرمان وضو كه در آیه شریفه 6 از سوره مباركه مائده در قرآن مجید*، صادر شده است، به سادگی و صراحت امر به شستشوی دستان (تا آرنج) می كند و 14 قرن پیش با بیان دستوری پیرامون نماز، پیام آور نكته ای می شود كه علم بشری در آستانه قرن 21 به اهمیت بیش از پیش آن، دست یافته است
مقارنت اوقات نماز با سه وعده معمول غذایی (صبحانه و نهار و شام) یا حتی وعده های غذا هنگام روزه داری (سحر و افطار) سبب می شود كه شخص نمازگزار، موقع انجام وضو (كه معمولا متعاقب اجابت مزاج نیز هست) خود به خود به شستشوی دست ها بپردازد و هر گونه عامل بیماری زای عفونی را از دست های خویش بزداید و در نتیجه موقع صرف غذا، هیچ عامل عفونی ناشی از دست های آلوده موفق به ایجاد بیماری در بدن او نشود.

خواص درمانی وضو

 وضو، لمس کردن اعضای بدن و انرژی دادن با دست به آن هاست.

 وضو گرفتن نیز علاوه بر رعایت نظافت و پاکیزگی ، حسی از پاکی در فرد ایجاد می کند که خود به ایجاد آرامش می انجامد.
وضو ، تطهیر است یعنی مهیا شدن برای رویارویی با معشوق.
 
وضو ، تمام کانال های انرژی بدن را باز کرده و چاکراها ( مراکز تبادل انرژی در بدن ) را متعادل می سازد . با متعادل شدن چاکراها و باز شدن کانال های انرژی شرایط سلامت روحی ، روانی ، ذهنی ، احساسی و جسمی در ما فراهم می گردد.
 
با وضو گرفتن ، هاله ی انرژی بدن به شدت بزرگ و درخشان می گردد به طوری که افراد دیگر نیز این درخشندگی و نور را حس می کنند.
 
وضو گرفتن با آب سرد ، ایجاد نشاط کرده و سبب باز شدن منافذ پوست و رسیدن اکسیژن بیش تر به آن می گردد . هم چنین موجب تخلیه ی انرژی های منفی و معیوب می شود.
 
وضو گرفتن موجب بالا رفتن سطح تمرکز ، توجه و دقت می گردد .
 
با وضو گرفتن ، از گیجی و خواب آلودگی کاسته شده و به سطح هوشیاری افزوده می شود.
 
با مسح دست ها ، انرژی دو طرف بدن را به هم منتقل می کنیم . ضمن آن که اگر عضوی دچار کمبود انرژی و یا انباشتگی انرژی نیز باشد ، پاک سازی شده و متعادل می گردد . در ضمن ، چاکراهای نوک انگشتان ، کف دست ها و آرنج ها نیز تحریک گشته ، پاک سازی شده و متعادل می گردند. 
 
با مسح سر ، انرژی بدن با سر تبادل می گردد و انرژی الهی بیش تری را دریافت می دارد . مسح سر ، موجب تحریک پل ارتباطی دو نیمکره ی مغز و فعالیت غده ی « پینه آل» می گردد . بدین ترتیب تعادل نسبی در وضعیت و فعالیت نیمکره های مغز پدید آمده و انرژی با سهولت بیش تری در آن ها جریان می یابد . تحریک این نقطه در تقویت حافظه نیز تأثیر دارد.
 
با مسح پاها ، انرژی بالا تنه با انرژی پایین تنه تبادل شده و چاکراهای کف پاها نیز پاک سازی شده و متعادل می گردتد تا بتوانند انرژی بیش تری از زمین بگیرند . کسانی که چاکراهای پایینی ضعیفی دارند ، انرژی کمی را به بالا پمپ می کنند و اغلب از خستگی مزمن رنج می برند و به این شکل با وضو گرفتن ، تبادل انرژی در سمت چپ و راست بدن و بالا تنه و پایین تنه برقرار می گردد. اگر عضوی ضعیف باشد ، از این طریق ، انرژی کافی برای خود درمانی دریافت می دارد.