آثار نماز جماعت

انجام فريضه ها و اعمال ديني به صورت دسته جمعي، غير از پاداش و ثواب هاي بسياري كه دارد، در زندگي فردي و اجتماعي امت مسلمانان نيز، آثار مثبت فراواني دارد كه در اين جا به چند مورد آن اشاره مي كنيم:

الف) آثار معنوي:

بزرگترين اثر معنوي نماز جماعت، همان پاداش هاي الهي است كه براي مثال:

- اگر اقتدا كننده 1 نفر باشد، پاداش 150 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 2 نفر باشد، پاداش 600 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 3 نفر باشد، پاداش 1200 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 4 نفر باشد، پاداش 2400 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 5 نفر باشد، پاداش 4800 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 6 نفر باشد، پاداش 9600 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 7 نفر باشد، پاداش 19200 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كننده 8 نفر باشد، پاداش 36400 نماز داده مي شود.

- اگر اقتدا كنندگان و امام جماعت به 10 نفر رسيدند، پاداش 72800 نماز دارد.

-ولي اگر تعداد افراد از 10 نفر گذشت، حساب آنرا به غير از خداوند هيچ كس نمي داند.

روايت است كه شبي، حضرت علي(ع) تا سحر به عبادت مشغول بود. چون صبح شد، نماز صبح را به تنهايي خواند و استراحت كرد. رسول خدا(ص) كه حضرت علي(ع) را در صفوف جماعت نديد، بخ خانه او رفت. حضرت فاطمه(س) از شب زنده داري حضرت علي(ع) و عذر او از نيامدن به مسجد سخن گفت. پيامبر(ص) فرمود: پاداشي كه بخاطر شركت نكردن در نماز جماعت صبح، از دست علي(ع) رفت، بيش از پاداش عبادت تمام شب است.

بخاطر همين فضيلت هاست كه اگر تعداد نمازگزاران از ده نفر بيشتر شود،  اگر تمام آسمان ها كاغذ شوند و تمام درياها مركب شوند و همين طور تمامي درختان قلم شوند و فرشتگان بنويسند، حتي قادر به نوشتن پاداش يك ركعت از آن نيستند.

و همچنين نماز جماعت با تاخير بهتر از نماز فرادي در اول وقت است.

ب) آثار اجتماعي:

نماز جماعت، مقدمه وحدت صفوف و نزديكي دلها و تقويت كننده روح اخوت و برادري ميان مردم است.

نماز جماعت، نوعي حضور و غياب بدون تشريفات و بهترين راه شناسايي افراد است.

نماز جماعت، بهترين، بيشترين، پاكترين، و كم خرج ترين اجتماعات دنياست و نوعي ديد و بازديد رايگان و آگاهي از مشكلات و نياز هاي يكديگر و زمينه ساز تعاون اجتماعي بين آحاد مسلمين است.

خوب بيش از اين شما را خسته نمي كنم و ادامه اين بحث را در پست بعدي برايتان مطرح مي كنم. پس منتظر پست بعدي و ادامه اين مطلب باشيد. 


آثار نماز جماعت

الف) آثار سياسي:

نماز جماعت، نشان دهنده قدرت و اقتدار مسلمين و اتحاد ميان قلب ها است.

نماز جماعت، تفرقه ها را مي زدايد، بيم در دل دشمنان خدا مي افكند، منافقان را نااميد مي كند و خار چشم بدخواهان مي باشد.

نماز جماعت، نمايش حضور در صحنه و پيوند«امام» و«امت» است.

ب) آثار اخلاقي تربيتي نماز:

در نماز جماعت افراد در يك صف قرار مي گيرند و عوامل تفرقه افكني مانند: نژاد، زبان، وضعيت مالي و... را كنار مي گذارند و در عوض صفا و محبت و هم نوع دوستي را در دل خويش مي پرورانند و مومنان با ديدار يكديگر در صف هاي جماعت احساس دلگرمي و قدرت مي كنند.

نماز جماعت، عامل نظم و انضباط، صف بندي و وقت شناسي است. اين نماز روحيه فردگرايي و گوشه گيري را از بين برده و نوعي مبارزه با غرور و خودخواهي به حساب مي آيد.

نماز جماعت، كينه ها و كدورت ها و سوء ظن ها را از بين مي برد و سطح دانش و عبوديت و خضوع را در جامعه اهل نماز، افزايش مي دهد.

به خاطر اين همه آثار است كه به نماز جماعت، آن همه توصيه شده است. حتي نابينايي وقتي از حضور پيامبر(ص)، اجازه خواست كه به مسجد نبايد، آن حضرت فرمود: از خانه تا مسجد، ريسماني ببندد و به كمك آن، خود را به نماز جماعت برساند و نيز، نابيناياني كه اجازه ترك شركت در نماز خواستند، رسول خدا اجازه ندادند.

از طرف ديگر برخورد شديد نسبت به كساني كه به نماز جماعت اهميت نمي دهند، نشان ديگري بر اهميت و سازندگي آن است.

در حديث آمده است كه به چنان كساني، همسر ندهيد و معرف آن ها نشويد. 

نماز هاي مردود

صحيح يا مردود؟!

همان طور كه مي دانيد ممكن است عملي صحيح باشد ولي مورد قبول واقع نشود. مثل جنس بي مشتري. در احاديث، نماز گروهي را فاقد ارزش به حساب آورده اند كه عبارت انداز:

1)بي تفاوت ها:

امام صادق(ع) مي فرمايند: نماز كساني كه نسبت به برهنگان و آوارگان جامعه بي تفاوت اند، قبول نيست.

2)حرام خواران:

پيامبر اكرم(ص) فرمود: نماز حرام خواران، مثل بناي ساختمان بر ريگ است.

3)بي تعهدان در خانه:

رسول خدا در اين باره مي فرمايند: نماز زني كه از درآمد شوهر بهره مند مي شود ولي به مسئوليت الهي خود عمل نمي كند پذيرفته نيست.

4)تارك الزكات (تاركان زكات):

در قرآن كريم، اغلب پرداخت زكات را در كنار بر پا داشتن نماز آورده، و در احاديث بسياري آمده است كه«نماز آن كساني كه زكات مال خويش را نمي دهند، پذيرفته نمي شود. روزي رسول خدا(ص) وارد مسجد شد و 9 نفر را به جرم اينكه زكات نمي دانند، از مسجد بيرون كرد، سپس نماز را اقامه نمود.

آري، رابطه با خدا بايد در كنار رابطه با محرومان جامعه باشد.

5)افرادي لاابالي:

نماز كساني كه اهل تقوا نيستند و يا ركوع و سجودشان در نماز، به طور مطلوب صورت نمي گيرد، پذيرفته نيست.

6)حاقن و حاقب:

حاقن و حاقب يعني كسي كه بول و غايط خود را نگه مي دارد و بدينوسيله به خودش فشار آورده و دچار ضررهاي جسمي مي شود. اين كار، علاوه بر زيان براي سلامتي، در نماز هم موجب عدم تمركز فكر و حضور قلب مي شود. امام صادق(ع) فرمود: نماز چنين كساني قبول نميشود.

7)پيش نماز غير محبوب:

گاهي در مسجدي، ممكن است مردم به پيش نمازي علاقه نداشته باشند و او را قبول نكنند ولي او بخاطر حفظ خود، حاضر به ترك مسجد و پايگاه خود نباشد. طبيعي است چنين موردي، موجب بروز برخورد و خلوت شدن نماز جماعت مي شود. در روايات، نماز چنين كساني مردود شمرده شده است.

احكام تيمم

تعریق دست ها

 

در تیمم چهار چیز واجب است :

اول : نیت .

 دوم : زدن کف دو دست با هم بر چیزی که تیمم به آن صحیح است .

سوم : کشیدن کف هر دو دست به تمام پیشانی و دو طرف آن از جایی که موی سر می روید تا ابروها و بالای بینی ، و بنابر احتیاط واجب باید دست ها روی ابروها هم کشیده شود.

چهارم : کشیدن کف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن کشیدن کف دست راست به تمام پشت دست چپ .

تیمم بدل از غسل و بدل از وضو با هم فرقی  ندارند. اگر مختصری از پیشانی و پشت دست ها را هم مسح نکند، تیمم باطل است ، چه عمدا مسح نکند یا مسأله را نداند یا فراموش کرده باشد. ولی دقت زیاد هم لازم نیست و همین قدر که بگویند تمام پیشانی و پشت دست مسح شده ، کافی  است . برای آنکه یقین کند تمام پشت دست را مسح کرده ، باید

مقداری  بالاتراز مچ را هم مسح نماید. ولی مسح بین انگشتان لازم نیست . پیشانی و پشت دست ها را باید از بالا به پایین مسح نماید و کارهای آن را باید پشت سر هم به جا آورد و اگر بین آنها به قدری فاصله دهد که نگویند تیمم می کند، باطل است .

در موقع نیت باید معین کند که تیمم او بدل از غسل است یا بدل از وضو. و اگر بدل از غسل باشد، باید آن غسل را معین نماید. و چنانچه اشتباها به جای بدل از وضو، بدل از غسل ، یا به جای  بدل از غسل ، بدل از وضو، نیت کند یا مثلا در تیمم بدل از غسل جنابت ، نیت تیمم بدل از غسل مس میت نماید، تیمم او باطل است .

در تیمم باید پیشانی و کف دست ها و پشت دست ها پاک باشد، و اگر کف دست نجس باشد و نتواند آن را آب بکشد، باید به همان کف دست نجس تیمم کند. انسان باید برای تیمم انگشتر را از دست بیرون آورد. و اگر در پیشانی یا پشت دست ها یا در کف دست ها مانعی باشد، مثلا چیزی به آنها چسبیده باشد، باید برطرف نماید.

اگر پیشانی یا پشت دست ها زخم است و پارچه یا چیز دیگری  را که بر آن بسته ، نمی تواند باز کند، باید دست را روی آن بکشد. و نیز اگر کف دست زخم باشدو پارچه یا چیز دیگری را که بر آن بسته نتواند باز کند، باید دست را با همان پارچه به چیزی  که تیمم به آن صحیح است بزند و به پیشانی و پشت دست ها بکشد.

اگر پیشانی و پشت دست ها مو داشته باشد، اشکال ندارد. ولی اگر موی سر روی پیشانی آمده باشد، باید آن را عقب بزند.

اگر احتمال دهد که در پیشانی و کف دست ها یا پشت دست ها مانعی هست ، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، باید جستجو نماید تا یقین یا اطمینان پیدا کند که مانعی نیست .

اگر وظیفه او تیمم است و نمی تواند تیمم کند، باید نایب بگیرد. وکسی که نایب می شود، باید او را با دست خود او تیمم دهد. و اگر ممکن نباشد،باید نایب دست خود را به چیزی  که تیمم به آن صحیح است بزند و به پیشانی و پشت دست های او بکشد.

اگر بعد از آنکه وارد تیمم شد شک کند که قسمت پیش از آن را فراموش کرده یا نه ، اعتنا نکند و تیمم او صحیح است . و نیز اگر بعد از به جا آوردن هر جزء شک کند که درست به جا آورده یا نه ، اعتنا نکند و تیمم او صحیح است .

اگر بعد از مسح دست چپ شک کند که درست تیمم کرده یا نه ،تیمم اوصحیح است .

کسی که وظیفه اش تیمم است ، بنابر احتیاط واجب نباید پیش از وقت نماز برای نماز تیمم کند. ولی اگر برای کار واجب

دیگر یا مستحبی تیمم کند و تا وقت نماز عذر او باقی  باشد، می تواند با همان تیمم نماز بخواند.

کسی که وظیفه اش تیمم است ، اگر بداند تا آخر وقت عذر او باقی می ماند، در وسعت وقت می تواند با تیمم نماز بخواند. ولی اگر بداند که تا آخر وقت عذر او برطرف می شود، باید صبر کند و با وضو یا غسل نماز بخواند یا در تنگی وقت با تیمم نماز را به جا آورد.

کسی که نمی تواند وضو بگیرد یا غسل کند، می تواند نمازهای قضای خود را با تیمم بخواند، هر چند احتمال بدهد که به زودی عذر او برطرف می شود. ولی در صورت علم به زوال عذر تا پیش از ضیق شدن وقت باید منتظر بماند.

کسی که نمی تواند وضو بگیرد یا غسل کند، جایز است نمازهای مستحبی راکه مثل نافله های شبانه روز وقت معین دارد با تیمم بخواند، حتی در اول وقت . به شرط آنکه علم به زوال عذر تا آخر وقت نداشته باشد.

کسی که احتیاطا باید غسل جبیره ای و تیمم نماید، مثلا جراحتی در پشت او است ، اگر بعد از غسل و تیمم نماز بخواند

و بعداز نماز حدث اصغری از او سر زند، مثلا بول کند برای نمازهای بعد باید وضو بگیرد.

اگر به واسطه نداشتن آب یا عذر دیگری تیمم کند، بعد از برطرف شدن عذر،تیمم او باطل می شود.

چیزهایی  که وضو را باطل می کند، تیمم بدل از وضو را هم باطل می کند. وچیزهایی که غسل را باطل می نماید، تیمم بدل از غسل را هم باطل می نماید.

کسی که نمی تواند غسل کند، اگر چند غسل بر او واجب باشد، احتیاط واجب آن است که بدل هر یک از آنها یک تیمم نماید.

کسی که نمی تواند غسل کند، اگر بخواهد عملی را که برای آن غسل واجب است انجام دهد، باید بدل از غسل تیمم نماید. و اگر نتواند وضو بگیرد و بخواهد عملی راکه برای آن وضو واجب است انجام دهد، باید بدل از وضو تیمم نماید.

اگر بدل از غسل جنابت تیمم کند، لازم نیست برای نماز وضو بگیرد. ولی اگر بدل از غسل های دیگر تیمم کند، باید وضو

بگیرد. و اگر نتواند وضو بگیرد،باید تیمم دیگری هم بدل از وضو بنماید.

اگر بدل از غسل تیمم کند و بعد کاری که وضو را باطل می کند برای او پیش آید، چنانچه برای نمازهای بعد نتواند غسل کند، باید وضو بگیرد. واگر نمی تواند وضو بگیرد، باید بدل از وضو تیمم نماید.

کسی که وظیفه اش آن است که بدل از وضو و بدل از غسل تیمم کند، همین دو تیمم کفایت می کند و تیمم دیگری لازم نیست . کسی  که وظیفه اش تیمم است ، اگر برای کاری تیمم کند، تا تیمم و عذر او باقی است ، کارهایی را که باید با وضو یا غسل انجام داد، می تواند به جا آورد. ولی اگر با داشتن آب برای نماز میت یا خوابیدن تیمم کرده ، فقط کاری را که برای آن تیمم نموده می تواند انجام دهد. و در مورد تیمم به خاطر تنگی وقت ، به احتیاط واجب سایر غایات را انجام ندهد.

در چند مورد مستحب است نمازهایی را که انسان با تیمم خوانده ، دوباره بخواند:

 اول : آنکه از استعمال آب ترس داشته و عمدا خود را جنب کرده و با تیمم نماز خوانده است .

دوم : آنکه می دانسته یا گمان داشته که آب پیدا نمی کندو عمدا خود را جنب کرده و با تیمم نماز خوانده است .

سوم : آنکه تا آخر وقت عمدادر جستجوی آب نرود و با تیمم نماز بخواند و بعد بفهمد که اگر جستجو می کرد، آب پیدا می شد.

چهارم : آنکه عمدا نماز را تاخیر انداخته و در آخر وقت با تیمم نماز خوانده است .

پنجم : آنکه می دانسته یا گمان داشته که آب پیدا نمی شود و آبی را که داشته ریخته است .

نامه ای به یکی از دوستان ساکن در بهشت

نامه ای به یکی از دوستان ساکن در بهشت

 

تو همانى كه دائم نماز مى‏خواندى. جرعه جرعه زيارت عاشورا مى‏نوشيدى. مدام ختم قرآن مى‏كردى و من، حسرت خورِ كارهايت بودم. حسرت خورِ آن توفيقِ عجيب و آن بركت زيادى كه به زندگى‏ات و دلت افتاده بود. 
يادت هست حاجى! گفتم نماز؟ گفتى عشق. گفتم نماز؟ گفتى سوختن. گفتم نماز؟ گفتى پرواز! حاجى به خدا تا وقتى كه بال وانكردى، معنىِ پرواز را نمى‏دانستم و تا وقتى كه پر نگشودى، معنى نماز، برايم درست مفهوم نبود. معنى نماز برايت آن سه جمله بود: «عشق و سوختن و پرواز كردن»! 
از پشت بى سيم فرياد زدم: ما عاشقيم حاجى. نماز تو عشقه. مى‏دونم كه تو سينه‏خيز رفتنت هم نماز مى‏خوانى ؛ پس سرِ نماز يادت نره كه... .
پرسيدى: مفهومه؟ اينجا براى بهشتِ خدا، آسانسور بالابر گذاشته‏اند! 
مات و مبهوت ماندم و كنجكاوانه، از پشت خاكريز و لابه لاى صداى يك تيربار دوباره فرياد زدم: آسانسور؟ مفهوم نيست! 
خنديدى مثل هميشه. و من همان لحظه فكر كردم كه لُپهايت چال افتاده‏اند و ريش‏هاى كم پشتت، تو رفتند. 
آرام گفتى: اينجا بهشت شلمچه است! از اين جا تا بهشت آسمان راهى نيست. دارم فرشته‏ها را مى‏بينم كه بالشان را مثل آسانسور باز كرده‏اند و روحِ شهدا را بالا مى‏برند.

 حاجى، تو كى بودى؟ چى بودى؟

يادت هست آن روز كه خط يک خيلى آرام بود، جلو رفتى. من خيلى دلواپس شدم. چند نفرى با تو بودند، اما انگار عراقى‏ها فهميده بودند. بعد از آن گفتگوى پشت بى‏سيم، هى ماندم و انتظارت را كشيدم. ناگهان يك نفر اين طرف خاكريز آمد. بچه‏ها دوره‏اش كردند. دوست جوانت بود. نفس نفس مى‏زد. روى خاك زانو زد و خودش را ولو كرد. چشم‏هايش ورم كرده بود. مشتى خاك برداشت و روى سر خود ريخت. دلم بى‏اختيار لرزيد. او سوزناك گفت: حاجى داشت ذكر مى‏گفت. حاجى داشت مى‏خنديد. انگار داشت زيارت عاشورا مى‏خواند! داشت نورانى و نورانى‏تر مى‏شد. داشت يك شهيد مى‏آورد. داشت با شوق، سينه خيز مى‏آمد كه تانكى در نزديكى‏اش سبز شد. تانك ما را نمى‏ديد، اما حاجى توى ديدش بود. حاجى فهميد و بيشتر خنديد. يكى داد زد: حاجى بپا! اما حاجى عين خيالش نبود. تانك مثل ديو نعره كشيد. دشت در صدايش لرزيد. حاجى در هاله‏اى از غبار و دود گم شد. رفتم كنار پيكرش. جوان شهيد، هنوز در چند قدمى حاجى روى زمين بود و لبخند مى‏زد؛ اما حاجى سر نداشت... .
دوست جوانت اينجاى حرف‏هايش را بريده بريده و گريان گفت و ما توى دلمان زار زديم و گلوله‏هاى درشت اشكمان، زمين جلويمان را چال انداخت.

يادت هست حاجى؟ شايد از آسمان نگاهم كردى آن روز. ديگر گريه نكردم. ديگر زار نزدم. نشستم و يك دل سير فقط به تو فكر كردم. به تن بى سرت كه بايد اين طرف مى‏آمد. به سر بى تنت كه بايد همراه آن مى‏آمد. به لب‏هاى سر بريده‏ات كه تا دقايقى قبل، زيارت عاشورا خوانده بود. به پيشانى‏ات كه دائم به تربت نماز بود. و زبانت كه يكريز، جزء جزء قرآن را ختم مى‏كرد. يادت هست حاجى؟يادت هست شلمچه؟ يادت هست بسيجى؟

منبع:وبلاگ بسیجی رهپوی ولایت

عبادات امام رضا علیه السلام

 


شیخ صدوق از رجاء ابن ابی ضحاک که از طرف مأمون برای بردن امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو مأموریت داشت روایت کرده است که گفت: من از مدینه تا مرو همراه امام بودم. به خدا سوگند کسی را در پرهیزکاری و کثرت ذکر خدا و شدت خوف از حق تعالی مانند او ندیدم و جریان عبادت آن جناب در شبانه روز چنان بود که چون صبح می شد، نماز صبح را ادا می کرد و بعد از سلام نماز در مصلای خود می نشست تسبیح و تحمید و تکبیر و تهلیل می گفت و صلوات بر حضرت رسول و اولاد او می فرستاد تا آفتاب طلوع می کرد، پس از آن سجده می رفت و سجده را چندان طول می داد تا روز بلند می شده سپس سر از سجده بر می داشت و با مردم حدیث می کرد و تا نزدیکی زوال آفتاب آنان را موعظه می فرمود. پس از آن، تجدید وضو کرده و به مصلای خود برمی گشت و چون زوال می شد، برمی خاست و شش رکعت نافله ظهر به جا می آورد و چون فارغ می شد اذان نماز می گفت. سپس اقامه نماز می گفت و تسبیح و تحمید و تکبیر بسیار می گفت.
حضرت در هر شهری که ده روز اقامت می کرد، روزها روزه می گرفت و چون شب می شد، پس از نمازْ افطار می کرد و نافله نمازهای مغرب و نماز شب و شَفع و وَتر و نماز صبح را در حضر و سفر ترک نمی کرد؛ اما نوافل نمازهای چهار رکعتی (ظهر و عصر و عشا) را در سفر ترک می کرد و بعد از به جا آوردن نمازهای مزبور، سی مرتبه تسبیحات اربعه را می خواند و می فرمود: این به جهت تمامی نماز است و همیشه در موقع دعا - چه در نماز و یا غیر نماز - اقتدا می کرد به رسول اللّه و اولاد او. صلوات زیاد می فرستاد و قرآن را بسیار تلاوت می نمود و هرگاه به آیه ای که در آن ذکر بهشت یا دوزخ شده می رسید گریه می کرد و از خدا سؤال بهشت می نمود و از آتشْ پناه می جست و هرگاه در قرآن، «یا ایهاالذین آمنوا» را قرائت می کرد آهسته می گفت: «لبیک اللهم لبیک».
در هیچ شهری وارد نمی شد مگر اینکه مردم قصد خدمتش می نمودند و از معالم دین خود می پرسیدند. حضرت آنها را جواب می فرمود و برای آنها احادیث بسیاری از پدرانش و علی علیه السلام و رسول خدا صلی الله علیه و آله می گفت.
ابن ابی ضحاک گوید: پس چون آن حضرت را نزد مأمون بردم از من خبر حال او را در بین راه پرسید و من آنچه از آن جناب مشاهده کرده بودم - در اوقات شب و روز و حرکت و اقامت - به مأمون خبر دادم. مأمون گفت: بلی یا ابن ابی ضحاک، علی بن موسی بهترینِ اهل زمین و اعلم و اعبدِ آنهاست، ولی این مطلب را به کسی مگو، چون نمی خواهم فضل آن جناب ظاهر شود، مگر به زبان من و به خدا استعانت می جویم که او را بلند کنم و قدرش را رفیع سازم.

داستان جالب

كودكی كه در آتش نسوخت!

در زمان حضرت عیسى(علیه‎السلام)، زنى صالح و عابد، زندگی می كرد. وی وقتی زمان نماز فرا مى‎رسید، هر كارى كه داشت رها و به نماز مشغول مى‎شد. روزى هنگام پختن نان، مؤذّن بانگ نماز فرا داد. زن نان پختن را رها كرد و به نماز مشغول شد؛ چون به نماز ایستاد،

شیطان در وى وسوسه كرد كه: «تا تو از نماز فارغ شوى، نان‎ها همه می‎سوزند.» زن به دل جواب داد: اگر همه نان‎ها بسوزد بهتر است كه روز قیامت تنم به آتش دوزخ بسوزد.

بار دیگر شیطان وسوسه كرد كه: پسرت در تنور افتاد و سوخت، زن در دل جواب داد: اگر خداى متعال قضا را بر این قرار داده كه من در حین نماز و پسرم به آتش دنیا بسوزد؛ من به قضاى خداى تعالى راضى هستم و از نماز فارغ نمى‎شوم كه خداوند خود، فرزندم را از آتش نگاه دارد.

شوهر زن به خانه آمد، زن را در حال نماز دید، و نان‎ها را در حالی كه نسوخته بودند در تنور دید. و فرزندش را دید كه در آتش بازى می كند و یك تار مویش نیز نسوخته است، و به قدرت خداوند، آتش بر وى بوستان گشته است.

چون نماز زن تمام شد، شوهر دست وى گرفت و نزدیك تنور آورد و در تنور نگریست، فرزند را به سلامت دید و نان‎ها را نیز نسوخته دید. مرد در عجب ماند و خدا را شكر كرد، و زن نیز سجده شكر كرد.

مرد، به همراه فرزندش به نزد حضرت عیسى(علیه‎السلام) رفت و جریان را به حضرت گفت. حضرت عیسى گفت: برو از زنت بپرس كه چه معامله‎ای با خدا كرده است و چه رازی با خدا دارد؟

چرا كه اگر مردی این كرامات را داشت به وی وحی می‎شد. شوهر نزد زن آمد و از راز این جریان پرسید. زن گفت:

- كار آخرت را در مقابل كار دنیا جلو انداختم.

- هرگز بدون طهارت نبودم.

- چون وقت نماز می‎شد همه كارها را رها می‎كردم و مشغول نماز می‎شدم.

 - هر كس به من جفا می‎كرد و دشنام می‎داد، كینه‎ای از وى به دل نمی‎گرفتم و به او پاسخی نمی‎دادم و به خدا واگذار می‎كردم.

- به قضاى الهی راضى بودم.

- فرمان خدا را تعظیم داشته و اطاعت می‎كردم.

- بر مردم رحم داشتم .

- نماز شب و نماز ظهر را ترك نكردم.

حضرت عیسى(علیه‎السلام) فرمود: اگر این زن مرد بود پیامبر می‎شد.(كنایه از این كه این اعمال، كارهای پیامبران است.)

مسئله نسوختن طفل در تنور آتش، مسئله‎اى است كه دو بار قرآن مجید بر آن شهادت داده است، یكى حضرت ابراهیم(علیه‎السلام) در زمان نمرود و دیگر در مورد حضرت موسى(علیه‎السلام) در دوران كودكى در عصر فرعون.

مسلم است كه هر كس با تمام وجود تسلیم خداوند شود، خداوند هر مشكلى را برایش سهل و آسان و هر چیزى را به فرمان او در می‎آورد. چنانچه فرموده‎اند: «اَلْعَبُودِیَّةُ جُوْهَرَةٌ كُنْهُهَ الرُّبُوبِیَّةُ؛ بندگى، حقیقتى است كه در ذات آن مالكیت بر هر چیز نهفته است.»

نماز جعفر طیار

در هر ركعتی حمد و سوره می خواند، سپس پانزده مرتبه می گوید: «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الّا الله و الله اكبر». 
و همین تسبیح را ده مرتبه در ركوع و هم چنین ده مرتبه بعد از سر برداشتن از ركوع و هم چنین ده مرتبه در سجده اول و ده مرتبه بعد از سر برداشتن از آن و ده مرتبه در سجده دوم و ده مرتبه بعد از سر بلند نمودن تسبیحات را می گوید. 
پس در هر ركعتی هفتاد و پنج مرتبه و مجموع آنها (در تمام چهار ركعت) سیصد تسبیح می شود. 
حال اگر كسی می خواهد نماز جعفر را بخواند، اما فرصت كافی برای گفتن تمام سیصد مرتبه ذكر تسبیحات اربعه را ندارد، می تواند به همان مقدار كه فرصت دارد بخواند و مابقی را پس از اتمام نماز، در هر حالتی كه بود، به امید ثواب بخواند و اگر اصلا وقت برای گفتن تسبیحات اربعه ندارد، می تواند دو نماز دو ركعتی به نیت جعفر بخواند و ذكرهای تسبیحات اربعه را بعد از نماز در حال راه رفتن و یا در محیط كار به امید ثواب بگوید و یا اگر فرصتش به مقداری است كه فقط می تواند دو ركعت از نماز را به صورت كامل بخواند می تواند آن دو ركعت را خوانده و بعد كه فرصت پیدا كرد دو ركعت دیگر را بخواند. حال اگر تسبیحات اربعه را فراموش كرد بخواند، در صورتی كه محلش نگذشته باشد باید آن را به جا آورد، اما اگر محل آن گذشته، نمازش صحیح است، ولی باید بعد از نماز هر مقداری را كه فراموش كرد به امید ثواب قضا كند. 
آداب نماز جعفر طیّار 
1. از آداب نماز جعفر طیار این است كه در ركعت اول بعد از حمد، سوره زلزال و در ركعت دوم سوره عادیات و در ركعت سوم سوره نصر و در ركعت چهارم سوره توحید خوانده شود. 
2. مستحب است كه در سجده دوم ركعت دوم، بعد از تسبیحات بگوید: «یا من لبس العزّ و الوقار، یا من تعطّف بالمجد و تكرّم به، یا من لا ینبغی التّسبیح الّا له، یا من احصی كلّ شیء علمه، یا ذا النّعمه و الطّول، یا ذا المنّ و الفضل، یا ذالقدره و الكرم، اسئلك بمعاقد العزّ من عرشك و منتهی الرّحمه بكتابك و بأسمك الأعظم الأعلی و كلماتك التّامّات ان تصلّی علی محمّد و آل محمّد و افعل بی كذا و كذا» سپس حاجتهایش را بگوید، به فارسی هم می تواند حاجاتش را درخواست كند. 
3. بعد از فارغ شدن از نماز، مستحب است دعایی را كه شیخ طوسی و سید بن طاووس از مفضل بن عمر نقل كرده اند بخواند. 
مفضل می گوید: ابا عبدالله امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ را دیدم نماز جعفر طیار را می خواند و دستهایش را بلند كرد و به این دعا خدا را خواند: «یا ربّ یا ربّ» تا نفس قطع شد، «یا ربّاه یا ربّاه» تا نفس قطع شد، «ربّ ربّ» تا نفس قطع شد، «یا الله یا الله» تا نفس قطع شد، «یا حیّ یا حیّ» تا نفس قطع شد، «یا رحیم یا رحیم» تا نفس قطع شد، «یا رحمان یا رحمان» هفت مرتبه، «یا ارحم الرّاحمین» هفت مرتبه. سپس گفت: 
«اللّهمّ انّی افتتح القول بحمدك و انطق بالثّناء علیك و امجدك و لا غایه لمدحك و اثنی علیك و من یبلغ غایه ثنائك و امد مجدك و انّی لخلیقتك كنه معرفه مجدك و ایّ زمن لم تكن ممدوحاً بفضلك موصوفاً بمجدك عوّاداً علی المذنبین بحلمك تخلّف سكّان ارضك عن طاعتك و كنت علیهم عطوفاً بجودك جواداً بفضلك عوّاداً بكرمك یا لا اله الّا انت المنّان ذو الجلال و الإكرام». 
سپس حضرت به من فرمود: «ای مفضل اگر حاجت مهمی داری این نماز را به جا آور و با این دعا (خدا را) بخوان و حاجتت را (از خدا) بخواه كه خدا ان شاء الله برآورده می كند و به او اطمینان است».
نماز جعفر طیار را می توان به نیابت برای مردگان و شهدا خواند و هم چنین می تواند بدون نیابت ثوابش را هدیه كرد. هدیه كردن ثواب نماز به روح اموات و شهدا، هم درجات آنها را زیادتر می كند و هم اجر خود انسان را بیشتر می گرداند و هر چه هدیه شونده مقامش بالاتر باشد، اجر هدیه كننده بیشتر می شود. 
این نماز را به حساب نوافل شبانه روزی می توان گذارد، یعنی نافله را به این طریق می توان به جا آورد. 
در حدیث رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمده است در مقام كسی كه نماز جعفر گزارد، اگر بر او مثل ریگ بیابان و كف دریا گناه باشد كه می آمرزد مر او را حق تعالی.

بهتر شویم

باید ای دل اندکی بهتر شویم           یانه اصلا ادمی دیگر شویم


 

از همین  امروز هنگام نماز           با خدا قدری صمیمی تر شویم


 

مثل رویای درخت و روح وگل             زیر احساسات باران تر شویم

 
 

با همه افسردگی امیدوار                   اتش در زیر خاکستر شویم

عشق یعنی...

عشق یعنی اشک توبه در قنوت              خواندنش با نام غفار الذنوب 

عشق یعنی چشمها هم در رکوع           شرمگین از نام ستار العیوب

عشق یعنی سر سجود و دل سجود         ذکر یارب یارب از عمق وجود

نماز از نظر شهدا

شهید غلامحسین جعفری مرزام:

سنگری به استقامت سنگر مسجد هرگز ندیده‌ام و كسی نخواهد دید. این بزرگ سنگر را حفظ كنید. در نماز جماعت كه پشت دشمن خارجی و داخلی را می‌شكند، حاضر شوید. 


شهید نوروز پور محرم:

ازنماز و قرآن جدا نشوید،زیرا رستگاری مومن در این دو است.

شهيد حسن شهرابي:

هميشه رضاي خدا را در نظر بگيريد و نماز جمعه و جماعات را فراموش نكنيد.

شهید فرهاد حسینعلی:

نماز، مؤمن را عوض مي‌كند و به انسان سير مي‌دهد، از معقول به سوي مشهود. نماز براي سلب عادت است پس بايد مواظب بود كه خودش يك عادت نشود.


شهيد محمدرضا كارور : با قلبي پاك نماز به جاي آوريد و با انجام فرامين مقدس اسلام، خود را به خدا نزديكتر كنيد.

 

شهيد رضا نصرتي گورتاني:

هر كس نماز جمعه را عمداً ترك كند و نرود مسئول خون شهداست.

کارخانه انسان....

رهبر فقيد انقلاب اسلامي ايران، امام خميني (رحمت الله) فرموده است:

"نماز پشتوانه ملت است.
نماز يك كارخانه انسان سازي است.
نماز خوب، فحشا و منكر را از يك ملت بيرون مي كند.

اينهايي كه به مراكز فساد كشيده شدند، بي نماز ها هستند.
ما با ذكر خدا پيش برديم،
و نماز بالاترين ذكر خداست
و شيطان ها از مساجد و نماز مي ترسند. 
آنها مي خواهند از نماز جلوگيري كنند 
و بعد از خالي كردن سنگرها حمله كنند."   

 (رساله نوين،جلد1،ص71)

فلسفه نماز

فلسفه نماز در قرآن و اسلام چیست؟
عبادت، وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمایى است که ما را به کمال مى رساند; مثلا وقتى پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن امر مى کنند، به سود خود فرزند است و سعادت او را مى خواهند و این امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نیازى ندارند.

آیات و روایات، فلسفه و حکمت تشریع نماز را بیان کرده اند:

1. یادخدا
2. بازداشتن از گناه و زشتی ها
3. پاکیزگی رو
4. 
یارى جستن از نماز در مسیر تکامل5. پاک شدن از کبر و غرور6. رستگارى

حواس پرتی در نماز چرا؟

تا به کی اندر نیاز و بی نماز               تا به کی غرق نیاز و بی نماز
تا به کی محروم از فیض ازل                 تا به کی محبوس زندان امل
تا به کی در محضر حق بی حضور        تا به کی خاموش در دریای نور
شو غریق بحر عرفان در نماز          هرچه خواهی کن طلب از بی نیاز
با عروجت پرده ها را پاره کن           کشف سر و ستر و هر بیگانه کن
منبع فیض ازل باشد نماز                    پس کنار سجده گاهت دل بباز

 

در زندگی دنیا، اوج محبت و علاقه و دلدادگی یک شخص نسبت به دیگری را، در محبت مادر، نسبت به فرزندش می بینیم. مادر اگر بخواهد نهایت علاقه خود به فرزندش را ابراز نماید، با دریایی از احساس به فرزندش می گوید: فرزندم تو، تو نور چشم منی

پیامبر عزیز اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز وقتی می خواهد، نور چشم خود را معرفی نماید، با قلبی سرشار از ایمان و دلی لبریز از احساس می فرماید: «جُعِلَ قُرّةُ عینی فی الصَّلاةِ»1 خداوند، نور چشم من را در نماز قرار داده است.

این سخن لطیف و زیبا از سرور عالم، حاکی از وجود نور معنوی فراوان در این فریضه ی مهمّ الهی است. در حقیقت می توان گفت: نماز، چون خورشیدی است فروزان که با نور معنوی خود، آسمان وجودمان را نورانی کرده و به مملکت درون ما صفا و جلاء بخشیده است.

کلام نورانی خداوند یکتا در قرآن مجید و کلمات گهر بار معصومین(صلوات الله علیهم اجمعین) بیانگر آن است که نماز، دارویی معجزه آسا جهت التیام دردهای بی درمان روحی و روانی است. ولی با کمال تأسف باید گفت: که گاه می شود همین نماز نه تنها به ما آرامش نمی بخشد، بلکه چه بسا از ما سلب آرامش نموده و با شعله ورتر کردن آتش درون، خاطر ما را آزرده می نماید!

این آزردگی خاطر بدین جهت است که: ما به هنگام نماز، می خواهیم، نمازی عاشقانه و جانانه به درگاه خداوند بی نیاز تقدیم نماییم، نمازی که در آن حلقه ی جان خود را به دریای محبّت الهی پیوند زده و با دلی لبریز از شور و اشتیاق در پیشگاه خداوند بی همتا، حاضر شویم. ولی با آه و حسرتی برخاسته از جان، باید گفت که: در این لحظه با شکوه، با غول هولناکی به نام حواس پرتی روبرو هستیم. برای مؤمن، حواس پرتی، چون سوهانی است که روح و جان او را می خراشد و فکر و خیالش را آشفته می سازد.

در واقع، نماز، چون غنچه ای است زیبا، که در انتظار شکفتن است و اگر قرار است که گل کند و با عطر دلربای خود، فضای روح ما را خوشبو کند، باید موانعی که سر راه آن سبز شده اند، شناسایی و برداشته شوند.

در روایتی زیبا و دلنشین امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «پدرم می فرمود: هیچ چیزی مانند گناه قلب را تباه نمی کند، زیرا قلب پیوسته به گناه تن در می دهد تا جایی که گناه بر قلب چیره می شود و قلب را وارونه می سازد.»

ما در این نوشتار برآنیم که، به بیان مهمترین عوامل حواس پرتی در نماز بپردازیم تا با شناختن این عوامل، بتوانیم کمر همت را بسته و با تمام قوا، به جنگ این عوامل مخرب که چهره ی زیبای نماز را در نظر ما، مخدوش و زشت نموده است، برویم.

به مناسبت ایام فاطمیه و شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا (س)

به يك نگاه دلم را خراب كن بانو
و در تمام دلم انقلاب كن بانو

خيال ديدن تو دلنواز و رؤيايي است
بيا بيا و مرا غرق خواب كن بانو

هزار بار دعا كردم آرزوي تو را
بيا دعاي مرا مستجاب كن بانو

هنوز هم لب مردان كربلا تشنه است
تو كوثري، تو بيا فكر آب كن بانو

بدون خواهش تو مهديت نمي آيد
خودت بيا پسرت را مجاب كن بانو

هنوز هم نفسي مي كشد در اينجا عشق
بيا كه زنده بماند، شتاب كن بانو